{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت4

پارت4

ا.ت: اونی
نیلا: جانم
ا.ت: چرا نگفتی هیونا اینجاست یه لحظه ترسیدم
نیلا: هیونا دیگه همیشه اینجاست
جیمین: عزیزم تو چیزی نخوردی برو غذاتو بخور خیلی لاغر شدی
ا.ت: نه گرسنم نیست ولی تو اگه میخوای برو بخور
جیمین: نه من خیلی خوردم
م: آخر هفته میخوایم بریم مسافرت ا.ت و نیلا شما میاید
نیلا: من که کار دارم
ا.ت: منم اینجا میمونم دیگه پیش اونی
نیلا:من میخوام برم پیش هیونا
جیمین: خب ا.ت من میام پیشت
ا.ت: واقعا تو میای هزار برابر بهتراز اونی
جیمین: اینجوری نگو
ا.ت:خب مگه دروغ میدم
نیلا:مهم نیست دربارم چی میگی مهم اینه که من پیش هیونای خودمم
هیونا: عزیزم
ا.ت: چندشا
جیمین: 😂
ا.ت: 😂

#جیمین
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۲)

پارت 5چند روز بعدــــــــــــــــــــــــــــــــــخودمو جیم...

پارت6ا.ت: چی جیمین: برات توضیح میدم✓: توضیح چرا خودم بهت میگ...

پارت3جیمین: مامان جون اصلا احساس میکنم کسیاونجا نیست که حتی ...

پارت2ماشینو اومدن بردن جیمین دستمو گرفت باهم کمی قدم زدیم ا....

Love in the dark⑤⑧چند ساعت بعدبرگشتم خونه لامپ ها همه خاموش ...

part9شب بود و نیلا میخواست لباساشو عوض کنه +میشه بری بیرون _...

love in the dark⑥⑦فردا(شب)کوک: سلام ا/ت: یومی کجاست؟ کوک: سل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط