فیک ازدواج اجباری
فیک ازدواج اجباری
پارت ۱۲
نامجون:اگر یک تار موی ات کم بگه زندگیتو برات جهنم میکنم
&میبینیم
نامجون:قطع کرد لوکیشن آمد روی گوشیم رفتم دیدم اتم رو روی سندلی بستن
نامجون:عوضی ها چه بلایی سرش آورید
&هیچی فقط یکم بهش لذت دادیم[شکنجه دادن]
نامجون:همش تقصیر منه خدا بگم چیکارم نکنه
نامجون:چی میخواین
@همه دارایتو
نامجون:درست که دقت کردم همونی بود که با میا توی بیمارستان دیدم
فورن دکمه ای که روی کتم بود رو زدم بادیگارد ها همله کردن منم فورت ات رو باز کردم بردمش توی ماشین
نامجون:اتی ات کوچولو جوجه بیدار شو تروخدا لطفا ببخشید بابت همه کارام ازت عذرخواهی میکنم لطفا بیدار شو
ات:نامجون واقعا داشت از من عذرخواهی میکرد
ات:نامی [بی حال]
نامجون:جانم خوشگلم جانم
ات:منو نجات بده[گریه]
نامجون: تموم شد عزیزم ببین من اینجام توی ماشین منی بیا بریم بیمارستان قول میدم دیگه تنهات نزارم
ات:قول
نامجون:آره قشنگم قول
رفتن بیمارستان
پسرا
شوگا:ات آمد
شوگا دوید پیش ات و نامجون
ات از بغل نامجون رفت بغل یونگی
ات:داداشی کجا بودی چرا نیومدی منو نجات بدی
شوگا:ببخشید پرنسس کوچولو ببخشید جیهوپ نتونست ردتو بزنه گوشوارت کو
ات:بزور از گوشم در آوردن کتکم زدن
نامجون:دیگه اصلا اونارو نمیبینی کوچولو
ات رو بردن اتاقش دکتر آمد
دکی:اتی چه بلایی سرت آمد الان خوبی
ات:آره دوکی مرسی
نامجون:ات مشکلی براش پیش نیومده درسته
دکی:بله آقای کیم حالشون خوبن
فردا شب مرخص میشن
نامجون:مرسی
جین:اتی از دست ما ناراحتی
ات:نه چرا مگه
جین:آخه ما نتونستیم بیایم
ات حرفشو قطع کرد
ات:گذشته ها گذشته دیگه هم بهش فکر نکنید هوبی کجاست
جین:خونه بود داشت با کامپیوتر هکشون میکرد ببینم کجاست بهش گفتم داره میاد عه آمد
جیهوپ:اتی خوشحالم که حالت خوبه ات رو بغل میکنه
ات:مرسی هوبیییی بچه ها من گشنمه
شوگا:برس اون وقت بگو گشنمه
ات:گشنمه خوب
نامجون:الان یک چیزی سفارش میدم
ات :باشه
پارت ۱۲
نامجون:اگر یک تار موی ات کم بگه زندگیتو برات جهنم میکنم
&میبینیم
نامجون:قطع کرد لوکیشن آمد روی گوشیم رفتم دیدم اتم رو روی سندلی بستن
نامجون:عوضی ها چه بلایی سرش آورید
&هیچی فقط یکم بهش لذت دادیم[شکنجه دادن]
نامجون:همش تقصیر منه خدا بگم چیکارم نکنه
نامجون:چی میخواین
@همه دارایتو
نامجون:درست که دقت کردم همونی بود که با میا توی بیمارستان دیدم
فورن دکمه ای که روی کتم بود رو زدم بادیگارد ها همله کردن منم فورت ات رو باز کردم بردمش توی ماشین
نامجون:اتی ات کوچولو جوجه بیدار شو تروخدا لطفا ببخشید بابت همه کارام ازت عذرخواهی میکنم لطفا بیدار شو
ات:نامجون واقعا داشت از من عذرخواهی میکرد
ات:نامی [بی حال]
نامجون:جانم خوشگلم جانم
ات:منو نجات بده[گریه]
نامجون: تموم شد عزیزم ببین من اینجام توی ماشین منی بیا بریم بیمارستان قول میدم دیگه تنهات نزارم
ات:قول
نامجون:آره قشنگم قول
رفتن بیمارستان
پسرا
شوگا:ات آمد
شوگا دوید پیش ات و نامجون
ات از بغل نامجون رفت بغل یونگی
ات:داداشی کجا بودی چرا نیومدی منو نجات بدی
شوگا:ببخشید پرنسس کوچولو ببخشید جیهوپ نتونست ردتو بزنه گوشوارت کو
ات:بزور از گوشم در آوردن کتکم زدن
نامجون:دیگه اصلا اونارو نمیبینی کوچولو
ات رو بردن اتاقش دکتر آمد
دکی:اتی چه بلایی سرت آمد الان خوبی
ات:آره دوکی مرسی
نامجون:ات مشکلی براش پیش نیومده درسته
دکی:بله آقای کیم حالشون خوبن
فردا شب مرخص میشن
نامجون:مرسی
جین:اتی از دست ما ناراحتی
ات:نه چرا مگه
جین:آخه ما نتونستیم بیایم
ات حرفشو قطع کرد
ات:گذشته ها گذشته دیگه هم بهش فکر نکنید هوبی کجاست
جین:خونه بود داشت با کامپیوتر هکشون میکرد ببینم کجاست بهش گفتم داره میاد عه آمد
جیهوپ:اتی خوشحالم که حالت خوبه ات رو بغل میکنه
ات:مرسی هوبیییی بچه ها من گشنمه
شوگا:برس اون وقت بگو گشنمه
ات:گشنمه خوب
نامجون:الان یک چیزی سفارش میدم
ات :باشه
- ۵.۳k
- ۲۹ آذر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط