{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Hidden Melody in Midnight Seoul 

Hidden Melody in Midnight Seoul 
p.11

(از زبون نویسنده: حالا دارن با هم بیرون می‌رن و رابطه‌شون داره قشنگ‌تر می‌شه)

چند روز بعد، ا.ت پیام داد که دلش یه روز بیرون رفتن می‌خواد. جونگ‌کوک هم که دنبال بهونه بود، سریع قبول کرد.

(مشتاق)

- باشه. فردا بریم یه جای باحال. من یه مکان خوب می‌شناسم.

فردا صبح جونگ‌کوک با ماشین اومد دنبال ا.ت (ماشین ساده و معمولی). ا.ت با یه لباس راحت و موهای باز سوار شد.

(هیجان‌زده)

+ امروز کجا می‌ریم؟

- یه باغ کوچیک بیرون شهر. آرومِ و خلوت. فکر کردم دوست داشته باشی.

راهشون رو رفتن و تو ماشین حسابی حرف زدن. ا.ت از موسیقی مورد علاقه‌ش گفت و جونگ‌کوک هم از غذاهای مورد علاقه‌ش.

وقتی رسیدن به باغ، هوا عالی بود. درخت‌ها پر از گل بودن و باد ملایم می‌وزید. دست همدیگه رو گرفتن و شروع کردن قدم زدن.

(صمیمی)

+ اینجا خیلی قشنگه تهی. ممنون که آوردی‌م.

- خوشحالم که خوشت اومد.

نشستن زیر یه درخت بزرگ. جونگ‌کوک یه سبد پیک‌نیک کوچیک آورده بود: میوه، ساندویچ و چایی.

(گرم)

ا.ت یه تکه میوه برداشت و به جونگ‌کوک داد.

(شوخ)

+ تو اول بخور، من مهمونتم امروز.

جونگ‌کوک خندید و خورد.

(رمانتیک)

بعد از غذا، ا.ت سرش رو گذاشت رو پای جونگ‌کوک و به آسمون نگاه کرد. جونگ‌کوک آروم موهاش رو نوازش می‌کرد.

(آروم)

+ با تو بودن اینقدر آسونه. انگار سال‌هاست همدیگه رو می‌شناسیم.

ا.ت چشماشو بست و لبخند زد.

(خوشحال)

+ منم همین حس رو دارم. تو باعث می‌شی همه چیز ساده و قشنگ به نظر برسه.

چند ساعت اونجا موندن، حرف زدن، خندیدن، و گاهی فقط ساکت بودن و لذت بردن از لحظه. وقتی هوا رو به غروب رفت، جونگ‌کوک ا.ت رو بغل کرد.

(صمیمی)

- ممنون که با منی ا.ت.

ا.ت سرش رو بلند کرد و به چشاش نگاه کرد.

(گرم)

+ منم ممنونم تهی.

تو راه برگشت، جونگ‌کوک دست ا.ت رو تو دستش گرفت و دیگه ول نکرد.

(پر از احساس خوب)

اون روز یکی از بهترین روزهاشون شد. بدون هیچ برنامه خاصی، فقط بودن با هم................
ادامه دارد................
لینک پارت ۱۲:
https://wisgoon.com/p/ILHJEYZ0EB
لینک پارت ۱۳:
https://wisgoon.com/p/4X98RNP59W
لینک پارت ۱۴:
https://wisgoon.com/p/91RIK3WLI4
لینک پارت ۱۵:
https://wisgoon.com/p/BLMDG6K2UC
لینک پارت ۱۶:
https://wisgoon.com/p/G6VPIM39N5
پارت ۱۷ به بعد پست های بعدی
دیدگاه ها (۱۳)

Hidden Melody in Midnight Seoulp.17(از زبون نویسنده: داستان ...

Hidden Melody in Midnight Seoulp.18(از زبون نویسنده: غم آروم...

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.10(از زبون نویسنده: حالا ...

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.9(از زبون نویسنده: حالا ی...

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.12(از زبون نویسنده: رابطه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط