Hidden Melody in Midnight Seoul 

Hidden Melody in Midnight Seoul 
p.9

(از زبون نویسنده: حالا یه مشکل کوچیک پیش میاد که باعث می‌شه یه کم تنش ایجاد بشه)

دو روز بعد، جونگ‌کوک به خاطر برنامه شلوغش نتونست به موقع به قرارشون برسه. وقتی رسید، ا.ت روی نیمکت پارک نشسته بود و به گوشی‌ش نگاه می‌کرد. هوا یه کم ابری بود.

(عذرخواه)

- ببخشید ا.ت... جلسه طولانی شد و نتونستم زودتر بیام.

ا.ت لبخند زد ولی جونگ‌کوک دید که یه کم اخم کرده.

(کمی ناراحت ولی سعی می‌کنه نشون نده)

+ اشکالی نداره. فقط... یه کم نگران شدم. پیام هم ندادی.

جونگ‌کوک نشست کنارش و آروم توضیح داد.

(احساس گناه)

- راستش جلسه‌ها گاهی انقدر طول می‌کشن که حتی گوشی رو هم نمی‌تونم چک کنم. نمی‌خواستم اینجوری بشه.

ا.ت یه لحظه ساکت موند و بعد آروم گفت.

(کمی دلخور)

+ می‌فهمم که کارت شلوغه. منم کار دارم. ولی وقتی قرار می‌ذاریم و یکی نمیاد، یه جورایی احساس می‌کنم... تنها موندم.

جونگ‌کوک دستش رو گرفت.

(عذرخواه و صمیمی)

- حق داری. قول می‌دم از این به بعد بهتر باشم. اگه تأخیر داشتم حتماً خبرت می‌کنم.

ا.ت سرش رو تکون داد ولی هنوز کامل مثل همیشه شاد نبود.

(راحت‌تر)

+ باشه... فقط دوست ندارم احساس کنم همیشه دومین اولویتتم.

جونگ‌کوک یه لحظه به فکر رفت. دلش نمی‌خواست ا.ت این حس رو داشته باشه.

(جدی)

- تو اولویت منی ا.ت. فقط گاهی زندگی‌م خیلی درهم برهمه. ولی قول می‌دم تلاش کنم بهتر بشم.

یه کم حرف زدن و آروم شدن جو. جونگ‌کوک براش یه شکلات کوچیک آورد که از راه خریده بود.

(دوستانه)

- اینو بخور، قول می‌دم جبران کنم.

ا.ت بالاخره خندید.

(نرم‌تر)

+ باشه آقای تهی. این بار بخشیدمت.

نشستن و حرف زدن تا هوا تاریک شد. ولی جونگ‌کوک تو دلش قسم خورد که دیگه نذاره ا.ت این حس رو داشته باشه.

(مصمم)

اون شب وقتی جدا شدن، جونگ‌کوک پیام داد.

- مراقب خودت باش. فردا جبران می‌کنم ❤️

ا.ت جواب داد:

+ باشه. شب بخیر تهی.

جونگ‌کوک فهمید که رابطه واقعی همیشه گل و بلبل نیست، ولی ارزشش رو داره که تلاش کنه..............
ادامه دارد...........
دیدگاه ها (۱۷)

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑صبح روز بعد نور آفتاب از ...

Forbidden love①⑦ا/ت: تروخدا... نگو! اسمش رو نیارکوک: این حقی...

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

🖤 اولین برخورد جونگ‌کوک و ا/تچند ماه قبل، توی یک مراسم خانوا...

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز𝐏𝐚𝐫𝐭 :𝟏هر روز صبح، وقتی می‌رسیدی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط