{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مافیای من

مافیای من
part:7.

اونی کجا موند پس بلند شدم رفتم دنبالش ولی پیداش نکردم پس بهش زنگ زدم إشغال بود
ا.ت:ای خدا اونی کجا رفتی
برگشتم هتل رفتم تو اتاق ولی اونجا هم نبود ای خدااا
رو تخت دراز کشیدم تو فکر بودم که چشمام داشت گرم می شد همون لحظه صدای موتیف گوشیم بلند شد
گوشیم رو روشن کردم ناشناس بود
کوک:؛سلام لیدی کوکم
ا.ت:اهاا سلام
کوک:خوبی پرنسس
ا.ت:مرسی تو خوبی
کوک:مرسی لیدی
سیوش کردم که در باز شد و اونی اومد گوشی رو خاموش کردم و انداختم رو تخت
ا.ت:یاا اونی کجا بودی
لیا:ببخشید با مامانم حرف میزدم
ا.ت: باشه
لیا:ا.ت میخوای فردا بریم بیرون
ا.ت:اونی می‌دونی که اینو رد نمی کنم
لیا:بله می‌دونم
ا.ت:خوبه منو میشناسی
لیا:من خودم بزرگت کردم انتظار داری نشناسمت
ا.ت:نه بایدم بشناسیم
لیا:بله من میرم یه دوش بگیرم
ا.ت:باشه برو منتظرم
«کوک»
بعد رفتن دوستش به هیونگ اشاره کردم که بره و بعد رفتنش ازش خواستم باهم آشنا شیم
اسمشم مثل خودش قشنگه شمارشو گرفتم و بعد رفتم که هیونگ جلوی ورودی هتل وایساده بود
دیدگاه ها (۷)

,, مافیای من,,part:8. ...

مافیای من part :9. ...

مافیای من part:6. ...

,, مافیای من,,part :5. ...

پارت ۶🖤❤️خوناشام خشن من❤️🖤 ا/ت: اصلاً ریدم دهنت جونگ کوکاجون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط