{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من آن مفهومِ مجرد را جُسته‌ام ...

من آن مفهومِ مجرد را جُسته‌ام ...

پای‌درپای آفتابی بی‌مصرف
که پیمانه می‌کنم
با پیمانه‌ی روزهای خویش که به چوبین کاسه‌ی جذامیان ماننده است،
من آن مفهومِ مجرد را جُسته‌ام
من آن مفهومِ مجرد را می‌جویم.
پیمانه‌ها به چهل رسید و از آن برگذشت.
افسانه‌های سرگردانی‌ات
ای قلبِ دربدر
به پایانِ خویش نزدیک می‌شود.

بیهوده مرگ
به تهدید
چشم می‌دَرانَد:
ما به حقیقتِ ساعت‌ها
شهادت نداده‌ایم
جز به گونه‌ی این رنج‌ها
که از عشق‌های رنگینِ آدمیان
به نصیب برده‌ایم
چونان خاطره‌یی هریک
در میان نهاده
از نیشِ خنجری
با درختی.

□

با این همه از یاد مبر
که ما
ــ من و تو ــ
انسان را
رعایت کرده‌ایم
(خود اگر
شاهکارِ خدا بود
یا نبود)
#احمد_شاملو
دیدگاه ها (۱)

من آن مفهومِ مجرد را جُسته‌ام.پای‌درپای آفتابی بی‌مصرفکه پیم...

من آن مفهوم مجرد را جسته ام...

من آن مفهومِ مجرد را جُسته ام،پای درپای آفتابی بی مصرف!،که پ...

بسم الله الرحمن الرحیممحل زندگی شیطان کجاست؟همیشه دانستن یک ...

در پی منجی واقعی باشید!

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

#الحياة جميلة عندما #نختار حياتك الخاصة بدلا #من حياة الا #خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط