رَفته ای از پیشَم امّا هَر دو  دیده  بَر دَر اَست

رَفته ای از پیشَم امّا هَر دو  دیده  بَر دَر اَست
چِشمِ نازُک بینِ  مَن هَر شَب شَبانِ گوهَرِ  اَست
می دوَد  این  سو و آنسو  دَر پی شیرینِ جان
بَس جواهِر  دیده  و تِشنه  به لَبهای  تَر  اَست
پَر کِشیدی  از  بَرَم  رُخساره اَم  کردی  پَریش
کورِ عالَم گَشتمی هَر گُل بَرَم  خاکِستَر است
می رَوَم دَر کوچه  شایَد بوی تو جویم زِ گُل
کوچه ام خالی تَر و خالی زِ نورِ اختَر اَست
گَشته ام  مَجنون  و دِل دادَم  به تاراجِ خَزان
بَس شَقایق بَرگِرفته شُعله ات هَرسو سَر اَست
عَنقریب  از عِشق تو سَر می نَهم دَشتِ جُنوب
ای به قُربانت  بیا  گُل واژه صَدرِ  دَفتر اَست
هَرچه میخوانَم نَدیدَم کَس زِمَن عاشِق تَراَست
دیدگاه ها (۱۰)

تماشا می‌کند هر دم، دلم در باغ رخسارشبه کام دل همی نوشد، میِ...

برای پارت دوم‌فالو کن متن کامل :❤️به نام خداوند این سرزمینخب...

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

تقدیم باعشق خدمتِ باسعادتِ زندگیم:🫂چراغ لاله روشن در حباب شب...

دوش در آیینه  مه  نقش سیمای تو دیدمماه را روشن تر از هر شب ز...

در دَستِ بانویی، به نَخی گُفت سوزنیکای هَرزِه‌گَردِ بی‌سَر و...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۴ درست در پایین عمارت رها و مادرش ...

*عشق را بی معرفت معنا مکن* *زر نداری مشت خود را وا مکن* *گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط