{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاهکاری از چارلی چاپلین

شاهکاری از چارلی چاپلین
خطاهایی را بخشیدم که تقریبا نا بخشودنی بودند
تلاش کردم تا جایگزینی برای افراد غیر قابل جایگزین پیدا کنم و افراد فراموش نشدنی را فراموش کنم...
بدست افرادی که انتظارش نمیرفت دچار یاس شدم،ولی افرادی را هم نا امید کردم...
کسی را در آغوش کشیدم تا پناهش باشم
موقعی که نباید خندیدم...
دوستانی ابدی برای خویش ساختم
دوست داشتم و دوست داشته شدم...ولی گاهی اوقات هم پس زده شدم
دوست داشته شدم و بلد نبودم دوست داشته باشم
فریاد کشیدم و از اینهمه خوشی ، بالا و پایین پریدم،با عشق زیستم و وعده های ابدی دادم ، ولی بارها قلبم شکست...
با شنیدن موسیقی و تماشای عکسها گریستم...
تنها برای شنیدن صدایی تلفن کردم...
عاشق یک لبخند شدم...
قبلا تصور میکردم با اینهمه غم خواهم مرد، و از اینکه شخص بسیار خاصی را از دست دهم میترسیدم،که از دست هم دادم...
ولی زنده ماندم ،و هنوز هم زندگی میکنم!
و زندگی ...از آن نمیگذرم...
و تو ...تو هم نباید از آن بگذری...
زندگی کن
انچه واقعا خوب است ،اینست که با یقین بجنگی
زندگی را در آغوش بکشی و با عشق زندگی کنی
و شرافتمندانه ببازی و با جرات پیروز شوی.
دیدگاه ها (۱)

black

blue

اينايى که به يکى دست ميدن...به يکي پا ميدن...به يکی دل.. اين...

ssSsssSssssS...:/

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_61از روی تخت پریدم ..درو باز...

فیک : MÁŠȚÊŔ JĚØŃ part:1 ویو ا.ت وسایلم هامو داخل چمدون هام ...

My professorChapter:2Part:109"ساعت ۸:۴۵"لباسمو انتخاب کردم و...

ساعت از نیمه‌شب گذشته بود. هوسوک با کلافگی در پذیرایی قدم می...

ازدواج اجباری...p⁶(end)موهاش رو گذاشتم پشت گوشش و گفتم:"این ...

رمان تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط