{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قطره قطره شانه ام را خیس دریا کرد و رفت

قطره قطره شانه ام را خیس دریا کرد و رفت
گفت باید رفت، گفت و فتنه بر پا کرد و رفت

بازوانم را فشرد و انحصارم را شکست
یک بغل خود را در این اندوه زیبا کرد و رفت

گونه هایم را به انگشت اشاره ناز کرد
عشوه هایش را فرو خورد و تماشا کرد و رفت

بار سنگین نگاهش را به روی دوش من
گستراند و قامتم را از کمر تا کرد و رفت

استخوان هایم قدم هایش، یکایک می شکست
رفتنش تنها مرا در یادها جا کرد و رفت

وقت رفتن گفت شاید پیش تو باز آمدم
با همین ترفند من را از سرش وا کرد و رفت..
دیدگاه ها (۸)

من که هستم تو کجایی که نگاهم بکنی نفست گرم ،اگر گاه ...........

بغلم کن که من از شب به تو مشتاق ترمبه پریشانی موهای تو سنجاق...

ای خدا....!ای عاشقانه ی دل من...گفتی ؛ فاصله ات با من یک نفس...

خانه ام وقتی که میایی تمامش مال تو هر چـه دارم غیر تنهایی تم...

#my.sexy.toy. psrt 8 فیلیکس سرش رو از روی شانه‌ی هی...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 135✦...................

dark life = 21

---در که بسته شد و صدای آخرین مهمان در راه‌پله محو شد، **جون...

《검은 마음》پارت چهارم آغاز گذشتهسکوت...همه‌چیز در سکوت فرو رفته ...

✦ اولین گناه ✦فصل نهم: مردی که برگشت---با بدنی که آتش بود، ا...

p33

𓆩𐙚.. (the end ) چندپارتی درخواستی..𐙚𓆪ــــــــــــــــــــــ...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 147✦...................

فیک تهکوک وارث زار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط