{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داداشم به جای بابا پشت فرمون نشست,

داداشم به جای بابا پشت فرمون نشست,
تو جاده پلیس از دور دست تکون داد , داداشم نگهداشت گفت:جناب سروان با من کاری داشتین؟
گفتش:پ نه داشتم باهاتون بای بای میکردم! کارت شناسایی, گواهینامه…
دیدگاه ها (۲)

دلی که شکست "گچ" چاره ساز نبود!گل گرفتمش!!!

"عاشق" رو از آخر بخون"قشاع":دردی که انسان را مأیوس کند!(لغت ...

این روزها تلخ شده امتلخ تر از سم مار!به یاد روزهای خوبم مدار...

جای من در اینجا نیست!من که از کوی تو بیرون نرود پای خیالم!نک...

نامجون به مناسب گرفتن گواهینامه و ماشین همه ی اعضا رو سوار م...

Anya x Damian پارت۵۵

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:¹⁵ویو: اتچند دقیقه بعد، آماده شدم....

اولین تکپارتی که دوپارتی شد ؟✨

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 145♡⁠。⁠)⁩سرمو خ...

Forced to be by your sideبه اجبار کنار تو part:4نویسنده :شرو...

پارت ۱۰ پدرم بود گلویم را صاف کردم و آیکون سبز رنگ را فشار د...

《اسیر یک قرارداد》پارت ¹¹ویو سومیاورفتیم طبقه پایین و روی مبل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط