سناریو بی تی اس

سناریو بی تی اس

درخواستی توی ایتا بهم گفته بودن من هم توی ویسگون گذاشتم هم توی ایتا

وقتی میخوای بهشون چای بدی ولی چای رو روی جای حساس اونا میریزی (تو خواهر کوچک اعضا هستی)

(مکنه لاین)

جیمین: خدایا مگه من چیکار کردم خواهر به این خنگی رو بهم دادی
_ مگه من چیکار کردم؟
+ خاک تو سرت کنن نفهم برو گمشو

تهیونگ: یونتان برو ا/ت رو گاز بگیر
یونتان: خدایا مگه من چیکار کردم که همیشه باید یک نفر رو گاز بگیرم

جونگ کوک: (داشت جیغ میزد و گریه میکرد) (ا/ت جونگ کوک رو برد بیمارستان) (وقتی مرخص شدن)
+ ا/ت باید برام 100 بسته بزرگ شیرموز بخری
_ باشه (حرص)
+ (خنده)
دیدگاه ها (۱۰)

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

🖤 اولین برخورد جونگ‌کوک و ا/تچند ماه قبل، توی یک مراسم خانوا...

تکپارتی جونگ کوک

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط