سناریو بی تی اس
سناریو بی تی اس
درخواستی توی ایتا بهم گفته بودن من هم توی ویسگون گذاشتم هم توی ایتا
وقتی میخوای بهشون چای بدی ولی چای رو روی جای حساس اونا میریزی (تو خواهر کوچک اعضا هستی)
(مکنه لاین)
جیمین: خدایا مگه من چیکار کردم خواهر به این خنگی رو بهم دادی
_ مگه من چیکار کردم؟
+ خاک تو سرت کنن نفهم برو گمشو
تهیونگ: یونتان برو ا/ت رو گاز بگیر
یونتان: خدایا مگه من چیکار کردم که همیشه باید یک نفر رو گاز بگیرم
جونگ کوک: (داشت جیغ میزد و گریه میکرد) (ا/ت جونگ کوک رو برد بیمارستان) (وقتی مرخص شدن)
+ ا/ت باید برام 100 بسته بزرگ شیرموز بخری
_ باشه (حرص)
+ (خنده)
درخواستی توی ایتا بهم گفته بودن من هم توی ویسگون گذاشتم هم توی ایتا
وقتی میخوای بهشون چای بدی ولی چای رو روی جای حساس اونا میریزی (تو خواهر کوچک اعضا هستی)
(مکنه لاین)
جیمین: خدایا مگه من چیکار کردم خواهر به این خنگی رو بهم دادی
_ مگه من چیکار کردم؟
+ خاک تو سرت کنن نفهم برو گمشو
تهیونگ: یونتان برو ا/ت رو گاز بگیر
یونتان: خدایا مگه من چیکار کردم که همیشه باید یک نفر رو گاز بگیرم
جونگ کوک: (داشت جیغ میزد و گریه میکرد) (ا/ت جونگ کوک رو برد بیمارستان) (وقتی مرخص شدن)
+ ا/ت باید برام 100 بسته بزرگ شیرموز بخری
_ باشه (حرص)
+ (خنده)
- ۹.۷k
- ۲۷ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط