۵ پارتی از جیمین
۵ پارتی از جیمین
وقتی حامله ای و... .
ا/ت: جیمین من میخوام برم یپش یونگی
جیمین: باشه فقط زود بیا
ا/ت: برای چی؟
جیمین: نمیخوام زیاد بیرون باشی
ا/ت: عهههه من میخوام برم پیش برادرم
جیمین: باشه
ا/ت: مرسی
(ا/ت رفت بیرون و سوار ماشین شد)
(ا/ت رسید خانه ی یونگی)
(زنگ خانه رو زد)
یونگی: کیه؟
ا/ت: یونگیاااا منم
یونگی: (در رو باز کردم) سلام آبجییییییی
ا/ت: سلاااااااممممممم (پریدم و یونگی رو بغل کردم)
یونگی: خوبی؟
ا/ت: آره تو خوبی؟
یونگی: آره ممنون
(یکم مکث کرد)
یونگی: برای چی اومدی اینجا؟
ا/ت: میخواستم تورو ببینم
یونگی: باشه بیا داخل
ا/ت: ممنون
(ا/ت و یونگی اومدن توی خانه)
ادامه دارد... .
شرط
______________________________
لایک=10
کامنت=13
وقتی حامله ای و... .
ا/ت: جیمین من میخوام برم یپش یونگی
جیمین: باشه فقط زود بیا
ا/ت: برای چی؟
جیمین: نمیخوام زیاد بیرون باشی
ا/ت: عهههه من میخوام برم پیش برادرم
جیمین: باشه
ا/ت: مرسی
(ا/ت رفت بیرون و سوار ماشین شد)
(ا/ت رسید خانه ی یونگی)
(زنگ خانه رو زد)
یونگی: کیه؟
ا/ت: یونگیاااا منم
یونگی: (در رو باز کردم) سلام آبجییییییی
ا/ت: سلاااااااممممممم (پریدم و یونگی رو بغل کردم)
یونگی: خوبی؟
ا/ت: آره تو خوبی؟
یونگی: آره ممنون
(یکم مکث کرد)
یونگی: برای چی اومدی اینجا؟
ا/ت: میخواستم تورو ببینم
یونگی: باشه بیا داخل
ا/ت: ممنون
(ا/ت و یونگی اومدن توی خانه)
ادامه دارد... .
شرط
______________________________
لایک=10
کامنت=13
- ۳۳.۸k
- ۲۷ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط