{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باله ی زندگی را رقص میکنم ..........

باله ی زندگی را رقص میکنم ..........

می پیچم در خودم .......

نه از درد ...!
"خاطرات" را
در درون زاویه هایم می جویم .....

خاکستری شده ام
"خاکستری"

بعد از رفتنت" .... رنگ ها پریدند ....
هوا سرد و مه گرفته شد .....

"خوبی ها تمام شد"

و اما، "عشق" ________

رفت و بر باد شد______

"تمام وجودم سرد شد"

تلخ ماندم......
مثل عصری غمگین....که در حاشیه اش تو را گم کردم

مات ماندم .....
بین واژه هایی که هرچه جا به جایشان کردم حالم را توصیف نکردند

جا ماندم..... در حصار دلتنگی های همیشه

خاکستری شده ام
"خاکستری"
دیدگاه ها (۱)

حتی پیر شدنت را هم ندیدم... دورت بگردم، باباجونم؛ چه زود رفت...

_____پارت¹⁹ نفرین گوچولو_____هرچه بیشتر به کلیسا نزدیک می‌شد...

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

می پیچم در خودم... نه از درد!!! خاطرات را در درون زاویه هایم...

می پیچم در خودم... نه از درد!!! خاطرات را در درون زاویه ه...

ن دنیایمان را نقش میکناینجا درون نقش هایم بوسیدن آزاداساتفاق...

"از خاطرات مخوف ودردناک هیتلر"👇 👇 یک روز صبح سرد در سرمای شد...

«Striving Ashes»

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط