Part:69

Part:69

اگر فکر کردین که مارکو هیچ کاری به امیلی نداره، قطعا اشتباه می‌کنید.
چون دقیقا یک ساعت بعد از حرکت، یا همون ورود امیلی، یک دعوای حسابی بین پدر.دختر صورت گرفت.

مارکو که از این کار امیلی به شدت عصبانی بود و از طرفی هم نگران حال امیلی.
اما خود دختر که حسابی خاطرش رو جمع کرد که هیچ مشکلی نیست، وگرنه اصلا پاش رو تو اون کشتی نمیگذاشت. قطعا امیلی خیلی دختر راست گوییه^^

امیلی با توضیح دادن اینکه نمی‌توانند بدون دختر به گنج بزرگ برسند مارکو کمی نرم تر برخورد کرد.
ولی خب هیچ چیز از قهر بودنشون کم نمیشد.

از کشتی برونو ها هم که هیچی نگم بهتره.
ولی اگر خیلی کنجکاو هستید، باید بگم دیوید مثل یک غول عصبانی به جون وسایل اتاقی که داشت افتاده بود.
می‌دونید کارش یکمی منطقیه، کی دوست داره دختری که یکم ازش خوشش میاد جلوی همه و صد البته خودش یک نفر دیگه رو ببوسه؟^^

ولی خب هنوز کلی راه برای این دو نفر وجود داره که این بوسه تازه شروع همه چیزه.
-------------------
#Mediterraneantreasures
#bts
#taehyung
#fanfiction
دیدگاه ها (۰)

۴۵ لایک و ۱۵ نشر و ۵۰ کامpart : 15به جای کاور این عکسشونو گذ...

part : 16ناگهان گلبرگ هارو پاره کرد و توی هوا پرتاب کرد& حدا...

کانو و اون مرد مدام پوزیشنشون رو عوض میکردن و اگر مایکی تاکی...

𓆩 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 𓆪پارت اول | «دخترِ انسانی»ا/ت از همون لحظه‌...

پارت سهسه سال قبلسونی: مامانیی داری چیکار..... مامان چیکار م...

Part 16

پارت: 32 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**صدای جیغ و همهمه‌ی تماشاچ...

🍷 شراب قرمزپارت ۱۵ | انتخابرینا به صفحه‌ی گوشی خیره شده بود....

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 5۷جک با دیدن درب نیم...

شروع 🎀کفش ها و دستکش هارو پوشید و احساس احمق بودن کرد لباس ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط