(سخت گیر) پارت سی و هشتم

(سخت گیر) پارت سی و هشتم

کوک
دیدم اون دختری که داشت
مرده رو میبوسید سونیا بود
گفتم کی دوست پسر پیدا
کرد صداشون رو شنیدم
/:عزیزم چیزی نمونده تا همین
عمارتی که میبینی ماله ما بشه
عزیزم
+: آره عزیزم منتظرم
/:همین دختره ا.ت هرچی سعی
کردم بچشو بکشم نشد ولی کاری
کردم که باهم قهر کنن الان میخوام
پسره رو عاشق خودم کنم بعد پولو
بگیرم و همه بیرون فقط خودم و خودت
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کوک
باور نمیکردم که همه ی این تقصیر
سونیاست و حتی اون بوده که میخواسته
بچه رو بکشه یعنی
اینکارا ا.ت هیچ تقصیری نداره
من از عشق خودم گذشتم
الان ا.ت کجاست بزار براش
یه زنگ بزنم
(مشترک مورد نظر دردسترس نمیباشد)
رفتم خونه دیدم ا.ت با
همون لباس کوتاه رو مبل
خوابش برده پتو کشیدم روش
و بغلش کردم گذاشتمش رو تخت
گفتم اخه تو که بچه هم تو شکمته
چرا اینقدر لاغری و هیچ وزنی نداری
و پیشش خوابیدم
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
#کوک
#فیک
دیدگاه ها (۱۷)

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

دختر تنها________________________________ ویو ا/ت: داشتم با ...

وقتی وسط مهمونی....🏵️جونگکوک: آماده شدی عزیزم؟؟ــ آره اومدم....

که یهو رستوران منفجر شدکوک دست ا. ت رو گرفت و آز رستوران خار...

تکپارتی جونگ کوک

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

(دلداده )ا/ت: سلاممممم جین:سلام جوجه رنگیا جیمین: به به سلام...

True Love⑦آخر هفته بعدازظهربهش گفته بودم امروز به جای مطب بر...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط