{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قدری آهسته...دلم پشت غزل جامانده

قدری آهسته...دلم پشت غزل جامانده
دلِ حساس ،دلِ خسته ،دلِ وامانده

می دوی تند ،جوانی و ندارد نفسی
دلِ از تاب و تب افتاده و تنها مانده

جریان داری و تقدیر و قضا یار تواند
دل من ماهیِ دور از لب دریا مانده

روبروی تو درِ باغ خدا بازاست و ...
دل من دردل خشکیده ی صحرا مانده

قدری آهسته که دیدار تو حتی از دور
دردلم آتش عشقی ست که برپا مانده

قدراین یک غزل ای کاش کنارم باشی
می روی...سخت نگیر...سهم تو- فردا-مانده
دیدگاه ها (۶)

هوا سرد است من از عشق لبریزم چنان گرمم چنان با یاد تو در خو...

اگر می بینی هنوز تنهامبخاطر عشق تو نیست !من فقط می ترسم …می ...

چرا نمی کُشد مرا ، خدای چشم‌های تومیان آب و آتشم برای چشم‌ها...

نشسته ای به قلبِ من، خیالِ پا شدن مکنتو جفتِ خوب قلبمی ، فکر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط