{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
وقتى ديدم
کارى از دستم بر نمى آيد
و قحطى دوست داشتنت
دارد تمام "مرا" فرا مى گيرد
شروع کردم به ذخيره کردن "تو"
يک لحظه نگاهت،
شد قابى به ديوار اتاق
و کمى بيشتر از صدايت
موسيقى مورد علاقه ام،
که هرشب خستگى نبودنت را
از تنم در مى کند
راستش را بگويم
شب ها روى بالشى سر مى گذارم،
طرح پيراهنت
و صبح ها توى آينه اى نگاه مى کنم
که دورش انداختى...
و من هنوز دارم با همين ها
مرگ را به تأخير مى اندازم!
فکرش را مى کردى
يک روز،تکه اى از تو
سال ها بتواند
يک خانه را از قحطى نجات دهد؟!









پريسا صالحى
دیدگاه ها (۵)

...رد نکن گرمای دستم را به دردت میخورمکنده ای پیرم که در سرم...

.در كنارت كودك مي شوم !آنقدر كودك كه مي توانم تا آخر دنياآرز...

من غبطه می‌خورم به درختان خانه‌اتای کاش سر گذاشته بودم به شا...

التماست ﻣﯿﮑﻨﻢ ، ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﺩﺭﮔﯿﺮﻡ ﻧﮑﻦﻣﻦ ﺣﺮﯾﻔﺶ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﺩﺭ ﭘﻨﺠﻪ ﺷﯿﺮﻡ...

پروانه جان

پارت: 12 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*پاهایم دقیقاً همان‌جا، روی...

یک  #خودخواهیِ بی حسابی در  #دوست_داشتن است.اینکه همه چیز را...

یک #خودخواهیِ بی حسابی در #دوست_داشتن است. اینکه همه چیز را ...

یک خودخواهیِ بی حسابی در دوست داشتن است. اینکه همه چیز را به...

🔴دلنوشته‌های برتر همراهان کانال عارفان مجاهـد👇

💌 #دل‌نوشته ای خطاب به #سردار_دل‌ها :✍ یک ماه از نبودنت گذ...

تنهایی، فقط نبودن تو نیستــ. تنهایی یعنی حرفـ هایی که هیچ‌وق...

تنهایی، فقط نبودن تو نیستــ. تنهایی یعنی حرفـ هایی که هیچ‌وق...

اگر خداوند فقط لحظه‌ای از یاد می‌برد که عروسکی پارچه‌ای بیش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط