{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P

P15
شکوفه اشک‌و‌خون
.
.
ویو سوجی
ای تف تو این زندگی من واقعا نمی‌خوام دیگه اونو ببینم... رفتم خونه یه زنگ به ویلیام زدم ببینم کجاس با خط جدید زنگ زدم
# بفرمایید؟
= (صداشو تغییر میده) مستر ویلیام؟
# بله بفرمایید
= از بیمارستان تماس میگیرم دوس دخترتون تصادف کردن و شرایطشون بحرانیه
# چ...چ..چی؟
= خب برنامتون چیه تشریف میارید یا نه؟
# ب..ب...بگو کجاس
= (برگردوندن صداش به حالت عادی) تو قلبت💘(جواب نامجون به تهیونگ زیر پستش که می‌گفت نامجون شی کجا داری میری😂💔)
# ای دختره‌ی کله شق داشتم سکته میکردم
= میخوام مطمئن شم بهم خیانت نمیکنی
# باید برای این منو سکته بدی؟
= یس هانیییی
# حیح زندگی
= حالا کجایی؟
# قصر دیگه کجا میخوای باشم؟
= آها اوک
# خب کاری داشتی
= نه خب برم دیگه بای بای
# بای
بعد از سکته دادن ویلیام یکم مست کردم و گرفتم خوابیدم... به این فک میکنم که تعداد آرمی‌ها خیلی بیشتر از فنای منه پس شانس من برای گفتن حقیقت کم‌تره ولی خب هفته‌ی دیگه توی کنسرتم این حقیقتو لو میدم
(تو 4 روز آینده هیچ اتفاق خاصی نمیوفته)
ساعت 7:23 دقیقه بیدار شدم و یه سر به اینستا زدم... واتتت اعضای بی‌تی‌اس بلیط کنسرتمو خریدن؟؟ ردیف یک‌؟؟؟ وات دا فاککککک داشتم فشار میخوردم که سوک‌های زنگ زد(بست فرندشه)
= چته؟
سوک‌های: دختر دیشب وردی چیزی خوندی؟
= نه چرا؟
سوک‌های: بابا اعضای بی‌تی‌اس بلیط کنسرتتو خریدن میفهمی اعضای بی‌تی‌اس(با داد و ذوقی)
= حالا گفتم چی شده خب که چی
سوک‌های: حیح گزگار باشه بابا حوصله نداری اصلا من میرم بای
= چص نکنیاااا الان فقط تازه از خواب پاشدم اوک؟
سوک‌های: چقدر ددیییی
= باشه حالا فعلا بای
سوک‌های:بایییییی
دیدگاه ها (۲)

P16شکوفه اشک‌و‌خون..خیلی عصبی بودم جلوی بابام قراره اجرا کنم...

چقدر بیکارم نشستم ادیت میزنم البته این قدیمیه

P¹⁴شکوفه اشک‌و‌خون..= وای چقدر ددی!!!# (خنده‌ی خجالتی)= واو ...

P¹³شکوفه اشک‌و‌خون..بعد از رفتن سوجین خیلی به اون تپش قلب فک...

وقتی عضو هشتم بودی.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط