مژگان تو مضراب و دو چشمان تو سنتور
مژگان تو مضراب و دو چشمان تو سنتور
آهنگ قشنگی ست، بزن نغمه ی ماهور
هر پلک به هم بر زدنت، نغمه و سازیست
در پیش تو سی لحن بود نغمه ی ناجور
می خواسـتم قرارِ دلم باشی و نشد...
آرامِ روزگارِ دلـم باشـی و نـشد...
دل کندم از تمام جهانم به غیرِ تو...
تا صاحـب اختیارِ دلم باشی و نشد...
رفتم به سمـت هرچه که گفتی به ایـن امید،
که چشم انتظـارِ دلم باشی و نشـد...
عمرم خلاصه شد بـه زمستان و دوری ات...
تا آخـرش بهارِ دلم باشی و نشـد...
شاعر شدم... که بعـد غزل های هر شـبم،
گاهی تو هم دُچارِ دلم باشـی و نشد...
حسرت به دل شدم که پس از این همه خیال،
یک شب کـمی کنارِ دلم باشی و نشد...
آهنگ قشنگی ست، بزن نغمه ی ماهور
هر پلک به هم بر زدنت، نغمه و سازیست
در پیش تو سی لحن بود نغمه ی ناجور
می خواسـتم قرارِ دلم باشی و نشد...
آرامِ روزگارِ دلـم باشـی و نـشد...
دل کندم از تمام جهانم به غیرِ تو...
تا صاحـب اختیارِ دلم باشی و نشد...
رفتم به سمـت هرچه که گفتی به ایـن امید،
که چشم انتظـارِ دلم باشی و نشـد...
عمرم خلاصه شد بـه زمستان و دوری ات...
تا آخـرش بهارِ دلم باشی و نشـد...
شاعر شدم... که بعـد غزل های هر شـبم،
گاهی تو هم دُچارِ دلم باشـی و نشد...
حسرت به دل شدم که پس از این همه خیال،
یک شب کـمی کنارِ دلم باشی و نشد...
- ۱.۳k
- ۲۲ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط