وقتی کرم میریزی

وقتی کرم میریزی 🤭
#پارت ۴

ویو ا.ت : میخواستم فرار کنم که یه دفعه محکم از موهام کشید و منو پرت کرد تو بغل خودش ....

از ترس یه جیغ خفه ای کشیدم وای زهرم ترکید مرتیکه زاقارتمیش ( نویسنده : درست حرف بزن )

ویو کوک : همین که افتاد بغلم محکم از کمرش چسبیدم و سمت خودم چرخوندمش و زل زدم به چشماش ....

آخیییی بچم شکه شده بود یه جوری با اون چشمای درشت آبی رنگش بهم نگا میکرد که دلم ضعف رفت که نگام از چشماش سر خورد روی لباش دیگه تاقت نیاوردم و دستاش رو دو. گرونم انداختم و مخکم تر از کمرش گرفتم و لبامو کوبیدم رو لباش و شروع به بوسیدمش کردم

ویو ا.ت : زل زده بود به چشمام و محکم کمرمو گرفته بود که مبادا در برم ... خودمم تو شک بودم و داشتم نگاهش میکردم که دیدم چشمای تیله ایه سیاه رنگش که جونمم برا اون چشما میدادم سر خورد و رو لبام نگه داشته شد وای الان مییره لبامو تهاجمی تیکه تیکه میکنه

همین که خواستم به خودم بیام دستامو انداخت دور گردنش و محکم تر از قبل از کمرم گرفت و با یه حرکت یه چیز نرم به سرعت رو لبام فرود اومد .... کوک با این کارش منو وادار به همراهی کرد و توی استخر توی اون خوای دلنشین یه بوسه فرانسکی جانانه داشتیم ....

ا.ت : راستی راستی یه نصیحت میکنم خدمتتون ببینین تا عشقتون میکشه سر شوهراتون کرم بریزین و اذیتش کنین چون نمیتونن کاری کنن با یه همچین حرکت جانانه ای شمارو بیشتر عاشق خودشون میکنن🤣🎀

پایاننننننن ....
دیدگاه ها (۱۰)

جهنم من با او🍷 فصل ۲# پارت ۴۶ویو نویسنده : آره ا.ت به آرزوش...

💢💢سولو استنیو کنار بزاریم و ب همه رای بدین💢💢به اعضا رای بدین...

جهنم من با او🍷 فصل ۲# پارت ۴۵☆ پرش زمانی به فردا ویو ا.ت : ...

جهنم من با او🍷 فصل ۲# پارت ۴۴ویو کوک : رو کردم به صاحب مغاز...

چندشاتی جونگکوک(پارت۵)

"سرنوشت "p,49...کوک : هومم منم خستم.... بخوابیم ؟.ا/ت : باشه...

هرزه ی حکومتی پارت ۷ بردمش تو اتاق خودم...دستش و محکم ول کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط