چشم در راه تو ماندم که بیایی بروی

.
چشم در راه تو ماندم که بیایی بروی
شوق در سینه نشاندم که بیایی بروی
غرق ققنوس شدن بودم و هر روز تو را
پای این شعله کشاندم که بیایی بروی
غزلم پای همین پنجره ایمان آورد
همه جا چشم دواندم که بیایی بروی
سال ها فاصله افتاد میان من و تو
پای این فاصله ماندم که بیایی بروی
عشق هم رهگذری بود که آمد رد شد
چه غزل ها که نخواندم که بیایی بروی
دیدگاه ها (۸)

شد زمین بعد از تو تنگ و ... آسمان لازم شدممثل موج از خود گذش...

فراغت کرده ظلمانی سراسر زندگانی رامنوَر کن جهانم را بتابان...

. معنے فاصله ها چیست برایم بنویسدرد این واژه سرا چیست برایم ...

تا نگه ڪردم به چشمانت،,,,نمیدانم چه شدتا ڪه دیدم روے خندانت،...

꧁ 𝘿𝙖𝙧𝙠 𝙡𝙞𝙛𝙚 ꧂𝙥𝙖𝙧𝙩⁵⁷اروم تو راه رو عمارت راه میرفتم... تمام ف...

𝑭𝒓𝒐𝒎 𝒎𝒚 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕 ::part¹⁷ویو جونگکوک"از روی کاناپه بلند شدو فنج...

مین جی تند خم شد نگاهش کرد ، اخم هایش بیشتر تو هم رفت و این ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط