{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از رقصْ‌واژه‌های شعر تو

از رقصْ‌واژه‌های شعر تو
در ضیافتِ عاشقانه‌های بی‌هوا
تا شعرهای دست به عصای من
در بی‌کسی‌های مملو از خاطرِ تو
تفاوتی نمی‌کند..

تو با عاشقانه‌های مُزَّین به بوسه‌ات
خیالِ ظریفِ یاری دلربا در سر می‌پرورانی.. و
من با شاعرانه‌های دست پاچه‌ام از نبودِ تو
به پُر کردنِ خلإ حسی حجیم
در جغرافیای کوچکِ دلم مشغول می‌شوم..

من از تهاجمِ فرهنگِ بیگانهٔ عشقِ دیگری
بر سرزمینِ مادریِ قلبِ تو بیمناک.. و
تو از طردِ فرهنگِ شاعرانهٔ من
از تمامیتِ ارضیِ اقلیمِ خود خشنودی..

می‌دانی..
من هر بار
از دست به سر کردنِ یادِ تو
به شعر سرودن از خاطرخواهیِ تو می‌رسم.. و
تو از نفی بلدِ عاشقانه‌های من
به تبعید در ناخودآگاهِ شعر من محکوم می‌شوی..


این شعرها
به نامِ تو قولنامه گشته‌اند..و
رهایی از آنها
همان‌قدر سخت است که
نم نکشیدن
در زیرِ بارانی که بی‌وقفه می‌بارد.‌.
می‌دانی..
به چتر هم که پناهنده شوی
کف پاهایت محکوم به خیس شدن است..

این شعرها
قواعدِ عاشقانه‌های تو را
برهم خواهند ریخت..

#حمیدرضا_هندی
۹۶.۰۱.۲۸


صمیمانه ممنون‌تان هستم که‌
در صورت بازنشر
نام نویسنده را فراموش نمی‌کنید...
دیدگاه ها (۴)

تو را من ساختمتو راو خاطراتت راو غمی که لحظه لحظه آبم می‌‌کن...

همیشه فکر می‌کنیم ،که جدایی‌ها موقتی است...همیشه امیدواریم ...

‎در آغوشِ پر مهرت‎کسِ دیگری ‌ست‎می‌ فهمم ...‎و عطرِ دیگری‎بر...

نازنینم...! عادت نیست...از این فاصله برای تو نوشتن ،اجبار اس...

#عاشقانه_های_من#روزهای_سخت #روز_سختی#زندگی #یار #یار_وفادار ...

زن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط