{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه سنگ انداختم تو دریاچه!

یه سنگ انداختم تو دریاچه!
جالب بود اصلأ به روی خودش نیاورد که سنگی به سمتش پرتاب شده!!
یاد خودم افتادم که چه زود با یه حرف یا رفتار کوچیک ناراحت میشم!
از اون روز یادم موند که آدم وقتی بزرگ بشه و عمیق، بزرگترین مشکلات رو هم در خودش غرق میکنه، نه اینکه خودش غرق مشکلات بشه !

دریاچه باش مهربون
دیدگاه ها (۸۲)

ﺑﻌﻀﯽ ﭼﯿﺰﺍ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﯿﺎﻥﻣﺜﻞ ﺯﺭﺷﮏ ﻭ ﭘﻠﻮﻣﺜﻞ ﻣﺎﺳﺖ ﻭ ﺧﯿﺎﺭﻣﺜﻞ ﭘﻨ...

مردمانی که در سواحل اقیانوس اطلس زندگی می کنند به صید خرچنگ ...

صدای عشق همیشه شما را پیدا خواهد کرد ، حتی زمانی که مطمئن هس...

Enemys Embrsce [ part ۲۳ ]

dark life = 39

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۸: سایه‌هایِ ناامیدیعمارت شبیه یه ...

#رمان#تهیونگ#جادویی🖤 رمان: «گردنبند آرزوها»✨ یه خلاصه کوچولو...

پارت ۱:بازی سایه ها

پارت دوازدهم نامجون که دید دیگه تیر از چله رها شده و همه‌چی ...

عاشقانه های شبنم

ترکم نکن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط