{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از غروب پاییز

من از غروب پاییز
غم انگیز
تلاقی کرده با آغاز ماهی سرد
می آیم
من از تیزی بُران ،
سرمای ستیغ درد می آیم

سلامم را تو پاسخ گو
هوا سرد است
می دانم
بیا در باز کن
این سینه پُر درد است
می دانی
منم
دربه در پاییز
منم از درد و غم لبریز
"سلامم را تو پاسخ گو"
و در بگشا
هوای حوصله ابری و طوفانی است
دلم غمگین و بارانیست #شهزاد
دیدگاه ها (۲)

منتظرآن شب بارانیمشعله شومدر غم پنهانیمکاش بیائی و بسوزانیمش...

آواره ی دردیم آرام ز طغیان بیچاره ی عشقیم چون موج هراسان ای ...

من آن زرد ترینرویای پاییزمکه از تنهائی وهمهمه ی سکوت لبریزمم...

روز میلادم با آذر تلاقی کرده بود بغض سرشار مرا پاییز تلافی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط