{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بودنت حس عجیبی ست که دیدن دارد

بودنت حس عجیبی ست که دیدن دارد
ناز چشمــــــان قشنگ تو کشیدن دارد

آتش از هرم تنت سخت به خود می پیچد
"دل من شوق در آغــــوش پریدن دارد"

لب تو کهنه شرابی ست و من می دانم
بوسه از طعم دهــان تــو چشیدن دارد

چشم تو ریخته بر هم منِ معمولی را
یک نـگاه تــــو به من جامه دریـدن دارد

سر و سامان بدهی یا سر و سامان ببری
قلــب من ســــوی شما میل تپیدن دارد

وصل تو خواب و خیال است ولی باور کن
بودنت حس عجیبی ست که دیدن دارد
دیدگاه ها (۵)

لب دريا، نسيم و آب و آهنگ شكسته ناله هاي موج بر سنگ مگر دريا...

آنقدر که می توانم هر شب - بدون آنکه خوابم بگیرد از اول تا آخ...

عشق محاكمه نمي شود عشق عريضه نويس ساده اي است ، كه هر شب بسا...

مانند شیشه شکستنم اسان بود ولی این بار دیگر به من دست نزن زخ...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۳✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

پارت: 14 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**سرمای سکوهای فلزیِ ورزشگا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط