{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیلسوفی لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندید

فیلسوفی لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.
بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند.
او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید.
او لبخندی زد و گفت: وقتی نمیتوانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید، پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد اتفاقات ناگوار و خاطرات تلخ زندگیتان ادامه میدهید...!؟؟
گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید ...

شاد باشید تا زنده باشید ...


الــــــــــــــــــــی
دیدگاه ها (۱۰)

در کنار ساحل قدم می زدم و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخش...

✏..می ایستد ..... و دست می کشد ..... به موها...

هیچ گاه از سکوت ادامه دار یک زن خوشحال نباشیدزن ساکتیا مرده ...

تقــویمِ امـسال هـــمبـا تقـــویــمِ پــارسالهیـــچ فــرقـی ...

چپتر سوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط