همـین که هستــے کافیســت
همـین که هستــے کافیســت
دور از مـن
بـدون مـن
چـه فرقـ مـی کند
همیـن که رختمـان زیر یـک آفتـاب خشـک مـی شود کـافیسـت
از تـو چیـزی نمـی خواهـم
همـین کـه سـر به سـر رویاهـایم نگذارے
و سنـگ به شیشـه ی خوابـم نزنـی
کفـاف یک عـمر تنهائـی ام را مـی دهد
مـن کـه سر و ته زندگی ام را
سنجـاقـی به هم مـی آورد
چیزی شبیه
به معـجزه اسـت
وقتـی
هـر شـب به خـیر مـی گذرد
بـی آنکه کسـی به تو بگـوید
شب به خیـــــــر
دور از مـن
بـدون مـن
چـه فرقـ مـی کند
همیـن که رختمـان زیر یـک آفتـاب خشـک مـی شود کـافیسـت
از تـو چیـزی نمـی خواهـم
همـین کـه سـر به سـر رویاهـایم نگذارے
و سنـگ به شیشـه ی خوابـم نزنـی
کفـاف یک عـمر تنهائـی ام را مـی دهد
مـن کـه سر و ته زندگی ام را
سنجـاقـی به هم مـی آورد
چیزی شبیه
به معـجزه اسـت
وقتـی
هـر شـب به خـیر مـی گذرد
بـی آنکه کسـی به تو بگـوید
شب به خیـــــــر
- ۲.۶k
- ۱۸ فروردین ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط