{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چقدر پاهای کوچکت

چقدر پاهای کوچکت

به تو می آیند

وقتی در بزرگراه قدم می زنی

و ناخواسته

پل های عابر پیاده را هوایی می کنی

از خانه به خیابان می آیی

مثل آبشاری که از کوه سرازیر می شود

مثل پیامبری که هر چهل روز یک بار

ریاضت گاهش را ترک می کند

از خانه به خیابان می آیی

بی اینکه بدانی

زنان زیبا

چه بلایی بر سر جهان می آورند

پس طوری از پله ها پایین بیا

که قیمت دلار بالا نرود

بگذار ، واقعیتی را با تو در میان بگذارم

در خاورمیانه

مردها یا عاشق می شوند

یا انقلاب می کنند

حالا بگو

سهم من از تو

از سرزمینی که برای آن جنگیده ام

چیست ؟

پیراهن خونی بر طناب رخت ؟

مدال افتخار بر دیوار ؟

یا تپانچه ای کهنه

که خشاب خالی اش دیگر هیچکس را نمی ترساند؟

بی اعتنا

دستت را در جیبت پنهان کرده ای

موهایت را در روسری

پیراهنت در آغوش باد است

و چشمانت برای رهگذرانی

که خیابان را

به قبل و بعد تو تقسیم می کنند

کفش هایت را اما اگر به من بدهی

جای دوری نمی رود

دست کم می توانم

چند روز دیگر با دلتنگی هایم راه بیایم

چه می شود کرد ؟

مردی که یک سیگار برایش بیشتر نمانده

پک های آخر را عمیق تر می گیرد.
دیدگاه ها (۳۸)

راســتش را بخــــواهید به ازدواج هایِ نسلمان اعتمادی ندارم د...

یادمه یه شب خیلی دلم براش تنگ شده بوداون از دوست داشتن من خب...

‍ 👈 #پست_عاشقانهتمام شدیخاطره شدیبغض شدی در گلویماشکی در چ...

‍ 👈 #پست_عاشقانه#اولین_بار_که_دیدمتسرخ شدمزبانم بند آمدخوب...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱: «دختر...

الهی بمیرم برات : )💔سخت است وقتی روضه وصف دختری باشد...ـــــ...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 82✦.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط