در کوچههای خستهی این دل قدم زدی
در کوچههای خستهی این دل قدم زدی
با یک نگاه فاصلهها را بههم زدی
وقتی درون کافه نشستی کنار میز
گفتی دوباره عاشقی و حرف کم زدی
آنگاه با نگاه به فنجان قهوه ات
فالی برای لحظهی تنهاییام زدی
خواندی تو قصهی ته فنجان قهوه را
من راتنها همیشه به انتظار
با یک نگاه فاصلهها را بههم زدی
وقتی درون کافه نشستی کنار میز
گفتی دوباره عاشقی و حرف کم زدی
آنگاه با نگاه به فنجان قهوه ات
فالی برای لحظهی تنهاییام زدی
خواندی تو قصهی ته فنجان قهوه را
من راتنها همیشه به انتظار
- ۱.۲k
- ۰۸ مهر ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط