{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش دنیا مثل دیواری بود که پشت داشت و می شد رفت پشت آن ای

کاش دنیا مثل دیواری بود که پشت داشت و می شد رفت پشت آن ایستاد. کاش دنیا در خروجی داشت که می شد از آن بیرون زد و رفت توی حیاط پشتی آن و دراز کشید و خوابید یا در بی خیالی محض دست تورا گرفت وبازبیاد روزهای گذشته قهوه نوشیدکاش می شد دنیا را، منظورم این است همه دنیا را، همه دنیا را با ستاره ها و کهکشان ها و آسمان ها و زمین هایش، مثل قالی لوله کرد و کنار گذاشت ولی توبودی
دیدگاه ها (۷)

در کوچه‌های خسته‌ی این دل قدم زدیبا یک نگاه فاصله‌ها را به‌ه...

هی تلخ می‌شود ته فنجان نگاه تودر گیر و دار عصر خیابان نگاه ت...

درست مثل فنجان قهوهکه ته می‌کشدپنجرهکم‌کم از تصویر توتهی می‌...

برگرد که من تاب دل تنگ ندارمبا حرف بیا حوصله ی غم ندارمخیلی ...

دلم لحظه ای درنگ میخواهد ایستادن میخواهد دمی نفس کشیدن میخوا...

«سجاده‌ای که خالی ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

پارت ۳۰ | پایانِ سایه‌ها 🌙❤️سه سال بعد...صدای خنده‌ی بچه‌ها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط