{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خاطرات یک آرمی فصل پارت

خاطرات یک آرمی فصل ۵ پارت ۶




- نه.. باید بشناسم؟!
سریع بازوی نیکی رو گرفتمو به سمتی بردمش که اعضا صدامونو نشنون
- اههه خانومه به ظاهر آقا! دستمو ول کن
+تموم کن نقش‌بازی کردنتو! من با امیدی که حداقل صدامو بشناسی از صدای نازم رونمایی کردم!
- تو خل و چلی؟! داری مزاحمم میشی برو رده کارت بچه پررو
+اوه‌اوه! نیکی بی اعصاب میشودددد!
با شنیدن اسمش از روی زبونم با تعجب بهم نگاه کرد، انگار انتظار چنین حرفی رو نداشت.
با من‌من گفت: تو‌.. تو.. منو میشناسی؟!
+نشناختی؟؟؟ وانیام...
- نهههههه!
+آرههههههههههه
- وانی‌لُپه؟!
+تو هنوز منو به اسم اون دختربچه تو رالف خرابکار صدام میکنی؟،،
- چقدر عدض شدیییییی!
+آره دیگههه! خوشگل شدم؟!
- یه لحظه گفتم عجب تیکه‌ای کناره بی‌تی‌اس وایساده.. خواستم کراش جدیدم کنمت
+وااایییی بدبخت اون کسی که کراشته!
- تو که رفته بودی کره!!!
+خب آره دیگه الان برگشتم!
- با بی‌تی‌اس؟؟؟؟؟
با یه نگاه شیطون نگاش کردم: هنوز آرمی هستی نه؟
- آرمییییی؟؟؟ چطور فکر کردی نیستم؟!
+آخه جوری اعضارو نگاه کردی یه لحظه فکر کردم شاید ارث بابات رو جوییدن!
- چرت نگو! بی‌تی‌اس از کجا دراومده؟؟
+از تو لپ‌لپ
- وانیااااااا
+جاان؟!
- نه خدایی خواب میبینم؟
+بیداری گلم! بیداره بیداری!
- وااایییی باید همه جیزو برام تعریف کنی!
+حالا تعریف که میکنم، ولی اول بذار به اعضا معرفیت کنم
دستشو گرفتم خواستم به سمت اعضا ببرمش که دستشو از تو دستم آزاد کرد و با جدیت گفت: وانی نگی من دخترما
+واا.‌. چرا؟!
- چون چ چسبیده به را، جدی‌ام.. نگیا! اوکی؟! من نیکی نیستم نیک ام.. افتاد؟!
+نه هنوز بالاست نیوفتاده!
- وانیاااا
+باشه حالا نزنی منو! نمیگم! باشه باشه
- قول؟
+اوهووو.. تو چه مکافات داری!
- آخه تو کم داری، زود سوتی میدی!
+اهههه.. نیکوووو.. نشدها! گفتم نمیگم دیگه
سری از روی زضایت تکون داد و بردمش سمت اعضا و به کره‌ای گفتم: گایززز! این دوستمه.. نیک
اعضا وحشناک بهمون نگاه کردند
تهیونگ به دسته قفل شده‌مون نگاهی میندازه، گفتم الان میزنه مثه پلنگ میزنه تیکه پاره‌مون میکنه!!!!
....
دیدگاه ها (۱۲)

خاطرات یک آرمی فصل ۵ پارت ۷تهیونگ به دسته قفل شده‌مون نگاهی ...

تولدم مبارک•-•♡باورم نمیشد چون واقعا بعضیا یادتون بود!!یادمه...

خاطرات یک آرمی فصل ۵ پارت ۵- شما اینجا چیکار میکنین؟! اینجا ...

خاطرات یک آرمی فصل ۵ پارت ۴ته: اینجا با قبلنا زیاد تعقییر نک...

سناریو انهایپن ( جدید 😈) پارت ۲

از شرم خلاص نمیشی …p24

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط