{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خبب یه ایده هایی اومد تو ذهنم (ازین نصفه شبیا)

خبب یه ایده هایی اومد تو ذهنم (ازین نصفه شبیا)
سعی میکنم از شیپایی بنویسم که زیاد جایی‌پیدا نمیشه سناریو ازش، مثلا ایتاچی‌شیسویی یا مادارا‌هاشیراما و اینا. اینجوریا داشتین که بگین، حالا خیلیم کمیاب نبود عیب نداره
دیدگاه ها (۱۱)

پارت اول: اتفاق عجیبدر روزگاران قدیم، وقتی که دنیای مدرنی نب...

پارت ۱ (اصلا عکس درست حسابی ازشون نداشتم پس فعلا با همین پیش...

پارت ۵۱شب کریسمس شده بود و همه به مسافرت و کادو و چیز هایی ا...

بله اینم نینی ناروتو

خب قشنگا یه لحظه یه فکری به ذهنم رسید✨️نظرتون چیه در کنار فع...

پارت ۲۴ایتاچی و شیسویی، کنار هم خوشحال بودند. هر دویشان یکدی...

پارت ۲۸میکوتو حس کرد صدایی بالای سرش میشنود، چیزی شبیه زمزمه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط