{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می آمد و با هرقدم عطر تو می پیچید ... لعنت به شهری که پس

می آمد و با هرقدم عطر تو می پیچید ... لعنت به شهری که پس از تو باز باران داشت!...با حال آن روزم میان خاطرات تو ،...باران نمی بارید... ، اگر یک ذره وجدان داشت !!!!!!!!!!!!
دیدگاه ها (۱۷)

آقا......بابامای کاش باز آیی و من پای تو بوسمدر سجده روم صو...

- به عطرِ گل می‌مانی به طراوات باران، به سبزیِ جنگل‌هایِ هیر...

خانه‌ای که نباید باز می‌شدباران شدیدی می‌بارید.ات از پشت شیش...

چه بود زندگی؟اگر تو نمی‌رسیدیو مرا از لابلای خون و جنون نجات...

به.نام.پناهی.که.دیگر.نیستاما.... خاطراتش برای همیشه در بند ب...

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۵: باران ناگهانیع...

عاشقانه های شبنم

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم ز...

#سایه_های_نقره_ای ✨پارت هفتم: آینه‌ی سیاه و حقیقتِ خونینموجو...

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط