{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بگذار که سرمست و غزلخوان من و خورشید

بگذار که سرمست و غزلخوان من و خورشید

بالی بگشاییم
و به سوی تو بیاییم ...

#فریدون_مشیری
دیدگاه ها (۱)

‌بلبلانیم که گر لب بِگشاییم ای گلهمه آفاق در اوصافِ تو مدهوش...

خدایا مبادا روزی برسد که طلوع خورشید برایم عادی شود، بگذار ه...

..وَالشَّمسُ تَجري لِمُستَقَرٍّ لها ذلكَ تقديرُ العزيزِ العل...

ای آبِ آب! رودخانه ها عطش دیدار تو را دارند و در بستر انتظار...

حالا که اسب‌های سینه‌ام سرکشی نمی‌کنند، اکنون که طوری آرام گ...

فردا فردا کردن

#عشق #زندگی #رابطه #یار_خوب #تکست#استوری#دلنوشت#دکلمه #زیبا ...

ایها_العزیز روزهای‌چشم‌براهی السلام علیک یا صاحب الزمانيک عم...

تو که در باغِ جتسیمانی، عرق چون قطراتِ خون از پیشانی‌ات چکید...

خدمت شمس حق و دین یادگارت ساقیاباده گردان چیست آخر داردارت س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط