در مبادله با او
🎀در مبادله با او🎀
🍬Part7🍬
((راوی))
هه عوضی.تهیونگ با خودش زمزمه کرد ولی به قدری زمزمه ش بلند بود که باعث شد جونکوک نیشخند بزنه دوباره به سمت تهیونگ حرکت کرد.
بهه ببین کی بلاخره بهمون افتخار داد و یه کلمه از دهنش در اومد.گرچه زیاد هم مودبانه نبود.جلوی تهیونگ که رسید با انگشت اشاره و شصتش چتری های تهیونگ رو کنار زد.بددهنی کار زشته پسر خوب اینو نمیدونستی. بعد دستشو برد بالا ولی همونجا موند و تو چشمای تهیونگ زل زده بود تهیونگ داغ شده بود از عصبانیت از عوضی بودن پسر روبروش از حماقت باباش نفساشو با خشم بیرون میداد اون همچنان تو چشمای تهیونگ زل زده بود.چی میگی آقای کیم؟معامله خوبیه مگه نه؟
آقای جئون لطفاً خواهش میکنم من براتون کار میکنم هر کاری فقط...🍓
پایان پارت 7 بانی هام بوسس🍬🪐🍿🍧🍡🌕🎀
🍬Part7🍬
((راوی))
هه عوضی.تهیونگ با خودش زمزمه کرد ولی به قدری زمزمه ش بلند بود که باعث شد جونکوک نیشخند بزنه دوباره به سمت تهیونگ حرکت کرد.
بهه ببین کی بلاخره بهمون افتخار داد و یه کلمه از دهنش در اومد.گرچه زیاد هم مودبانه نبود.جلوی تهیونگ که رسید با انگشت اشاره و شصتش چتری های تهیونگ رو کنار زد.بددهنی کار زشته پسر خوب اینو نمیدونستی. بعد دستشو برد بالا ولی همونجا موند و تو چشمای تهیونگ زل زده بود تهیونگ داغ شده بود از عصبانیت از عوضی بودن پسر روبروش از حماقت باباش نفساشو با خشم بیرون میداد اون همچنان تو چشمای تهیونگ زل زده بود.چی میگی آقای کیم؟معامله خوبیه مگه نه؟
آقای جئون لطفاً خواهش میکنم من براتون کار میکنم هر کاری فقط...🍓
پایان پارت 7 بانی هام بوسس🍬🪐🍿🍧🍡🌕🎀
- ۳.۸k
- ۰۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط