{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در مبادله با او

🎀در مبادله با او🎀
🍬Part6🍬
انتظار چه جوابی ازم داشت بگم اره که لذت ببره؟
بگم نه که بهم نشون بده اشتباه میکنم و باید ازش بترسم؟
انگشت شصتش رو به لبم رسوند.لبای قشنگت فقط بلدن پوکر باشن؟
سرمو عقب کشیدم تا صورتمو از دستش دور کنم.نیشخندی زد و دستاشو تو جیبش گذاشت فکر کنم دلم بخواد تا ابد از مردای کت شلواری دور بمونم‌.اونا یه مشت اشغالن یه مشت اشغال پول پرست.روشو از من برگردوند.دوباره برگشت بالا سر پدرم.
من دل رحم تر از چیزیم که فکرشو میکنی آقای کیم،مثلا حاضرم در ازای یه چیز از همه‌ی اون پول بگذرم.
سکوت بود.فقط سکوت فقط خودش حرف میزد و هیچکی توان جواب دادن بهش رو نداشت.
بیخیال واقعا حاظر نیستی از این مخمصه نجات پیدا کنی؟تو یه چیزی داری که اگه از همون اول نشونش میدادی اصلا این همه اتفاق هم براتون نمی افتاد.
چ چی؟
از همونجا سرشو سمتم برگردوند(پسرت)

پایان پارت 6 بانی هام بوسس✨🍭🍡🍧🍿🌕🍬🪐🎀
دیدگاه ها (۱۹)

🎀در مبادله با او🎀🍬Part7🍬((راوی))هه عوضی.تهیونگ با خودش زمزمه...

🎀در مبادله او🎀🍬Part8🍬جونکوک چشاشو تو حدقه چرخوند،نگاهش کرد و...

🎀در مبادله با او🎀🍬Part4🍬از صندلیش بلند شد،اروم سمت ما قدم بر...

🎀در مبادله با او🎀🍬Part3🍬صدای بابام شکسته بود.سعی کردم دندونا...

🎀در مبادله با او🎀🍬Part23🍬((تهیونگ)) :بیست دقیقه ای تو راه بو...

#چندپارتی#لینو#استری_کیدز {My enemy}part¹⁵.....ویو ا.ت سریع ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط