{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می نشینی پیش من ،انگار جادو میکنی

می نشینی پیش من ،انگار جادو میکنی
دستِ خالیِ دلم را پیش خود رو میکنی
سر به روی شانه ی من میگذاری باز هم
شعر هایت را برای من باز گو میکنی

غرق در امواج گیسوی سیاهت میشوم
پیشِ تو هر لحظه انگار از نو عاشق میشوم
نامِ من را در میان شعرهات خوانده ای
با صدایت نازنین، عاشق نامم میشوم

تابِ مویت ، نازِ رویت ، باز مستم کرده ای
به خدا من را میان خاطرت گم کرده ای
من به عشق کعبه ی چشمان تو مُحرِم شدم
تو مرا پیش از خودم انگار پیدا کرده ای
#حبیب❤
دیدگاه ها (۱)

حیف که متن زیرپستام خوانده نمیشود که متن بزار مبازم تشکرازحض...

کسی که از تو خدا آفرید،من بودمبجز تو هیچ‌کسی را ندید،من بودم...

سلام حالتون چطوره !!!🫠🫠https://wisgoon.com/namotevariچه می خ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 4️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ به اطراف نگاه کردی...

عشق مافیا:))پارت یازده تهیونگ : باز داری ات و نگاه میکنی؟جون...

روانشناسی بالینی رابطهبعضی چیزها راباید سروقت خودش داشته باش...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

سایه ای در راهروهای نقره ای

#خدایا_شکرت #خدا #توکل #آرامش #حال_خوب#زیبا #خاص #حرف_دل #دک...

دیدن اینکه عزیز ترین فرد زندگیت اینجوری به خاطرت اشک بریزه ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط