{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاه دلتنگ میشوم ،دلتنگتر از همه ی دلتنگی ها گوشه ای مینشی

گاه دلتنگ میشوم ،دلتنگتر از همه ی دلتنگی ها گوشه ای مینشینم و حسرتها را میشمارم ،باخت ها را و صدای شکستها را ،من کدام قلب را شکستم و کدام خواهش را نشنیدم و به کدام دلتنگی خندیدم که این روزها را درگیرم
دیدگاه ها (۳)

زندگــــــے بہ من آموخت آدمہا نہ دروغ میگویند نہ زیر حرفشان ...

من ديگه نميخوام تو رو توي روياهام تصور كنم معناي با هم بودن ...

1 هميشه 1 است ، شايد درتمام عمرش نتواند بيشتراز 1 باشد ، اما...

ﺗﻮﺩﻧﯿﺎﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺩﻝ ﻧﺒﻨﺪ؛ﭼﻮﻥ ﺩﻧﯿﺎﺍﻭﻧﻘﺪﮐﻮﭼﯿﮑﻪ ﮎ ﺩﻭﺗﺎﺩﻝ ﭘﯿﺶ ﻫﻢ ﺟﺎ...

قاصدِ دلتنگیما همان بچه‌هایی بودیم که انگار تمام جهان در کف ...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

P58ماشین آروم بین خیابون‌های خیس سئول حرکت می‌کرد،نور چراغ م...

همسایه طبقه بالاپارت ۵ عصر روز بعد، داشتم خونه رو مرتب می‌کر...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۵: پژواکِ سکوت در هزار کیلومترید...

وقتی دلت تنگ می‌شود،بغضی آرام گوشه‌ی گلویت خانه می‌کندو تو ف...

قلب یخی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط