{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غمگینم

غمگینم
همانند پرنده ای
که به دانه های روی تله خیره شده
وبه این فکرمیکند
که چگونه بمیرد
گرسنه وآزاد...
یا سیر ولی اسیر...
دیدگاه ها (۷)

دخترانی میشناسم که صورتی میپوشند!لوس می شوند! به رهگذران لبخ...

جانم به لب رسیده و تنم به تابوت! برخیزوبیا...به خودم که نرسی...

فقط باش.... همین که باشی کافیست....! دور ازمن...! بدون من......

یک گوشه یِ دنج... یک نقطه... یک عالمه بغض... یک دنیا حرف... ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p85«آشپزخونه هر روز از اینجا سبزی می‌بره...

فنچ، جواهری کوچک و پرجنب‌وجوش در دنیای #پرندگان است. او با آ...

#حکایت_قدیمی «سواره از پیاده خبر ندارد، سیر از گرسنه»در زمان...

باران که می آید دلم در خانه میگیرداز من سراغ عشق را دیوانه م...

عاشقانه های شبنم

🔻نامه سردار باقرزاده به صلیب سرخ جهت پیگیری وضعیت خلبانان ای...

بسم الله الرحمن الرحیم فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ ...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۳صدای قدم‌های نگهبان‌ها در راهرو...

پرنده گاوچرانک دم‌نواری یا همان Bar-tailed Godwit با وزن حدو...

رمان قرارداد سرنوشت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط