{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما حجم کتابمان فقط معروف است...

ما حجم کتابمان فقط معروف است...
ما سیخ کبابمان فقط معروف است...
از این همه کشف و اختراع و ابداع...
ما کشف حجابمان فقط معروف است...
...
با صد قسم قاطی و پاطی خوردم...
هی نذری شهری و دهاتی خوردم...
بوی صلوات میدهد مسواکم...
از بس ک غذای صلواتی خوردم...
...
هنگام دعا دست نیازش پر شد...
با ذکر خدا دهان بازش پر شد...
صد شاخه گل محمدی را له کرد...
تا شیشه ی عطر جانمازش پر شد...
...
مبعوث شدم حرف حسابم مانده...
یک چله نشستم انتخابم مانده...
فرق من و حضرت محمد(ص)این است...
در پشت ممیزی کتابم مانده...
...
من بی پدرم... چون ک پدر را کشتم...
با مرگ مولفم اثر را کشتم...
فرق من و عیسی نبی در این است...
با بوی دهانم دو نفر را کشتم...
...
لکنت ک نه تازه خوش بیان هم هستم...
هر چند چنینم آن چنان هم هستم...
فرق من و موسی نبی در این است...
من نوکر فرعون زمان هم هستم...
...
موهای من از عقب کمی فر خورده...
تهمت بسی از مومن و کافر خورده...
فرق من و یوسف نبی در این است...
پیراهن بنده از جلو جر خورده...
...
بر دیدن تو خو بکنم کور شوم...
تا قافیه را بو بکنم کور شوم...
فرق من و ایوب نبی در این است...
تی شرت تو را بو بکنم کور شوم...
...
این است نشانه ی همین اعجازم...
با آتش نمرود زمان میسازم...
این فرق من و حضرت ابراهیم است...
در راه خدا مجسمه میسازم...
...
رو سوی تو آورده تو کوتاه بیا...
افتاده دگر پرده تو کوتاه بیا...
گویند ک رحمان و رحیمی یا رب...
شیطان غلطی کرده تو کوتاه بیا...
...
از گریه ی ابر آسمان ترساندند...
از خنده ی ناظم جهان ترساندند...
تاثیر کلاس دینی ما این بود...
ما را ز خدای مهربان ترساندند...
...
من معتقدم ک ما جوان میمیریم...
ما بین زمین و آسمان میمیریم...
لب های من و تو لاله و لادن شد...
از هم ک جدا کنندمان میمیریم...
...
انجیل نخوانده اند و قرآن بلدند...
صد مرتبه بهتر از مسلمان بلدند...
با این همه بارشی ک دارد لندن...
انگار فقط نماز باران بلدند...
" عباس صدیقی زرینی "
دیدگاه ها (۸)

در زمان سلطان محمود میکشتند... ک شیعه است...زمان شاه سلیمان ...

هر کس تو زندگی ب ادم هایی علاقه داره...ک شاید ممکن باشه مورد...

سامرهلدر دوجایزه برای سریال لاست و ۳جایزه برای خاطرات یک خون...

آمریکایی‌های جوان – در نقش همیلتون فلمینگ (کار تلویزیونی در ...

رمان دخت من

عاشقانه های شبنم

وقتی بدون اجازه اش میری بار

P4ویو چیفویو:نمیدونم چرا از وقتی فهمیده امگا ام و یا بهتر بگ...

وقتی بین بچه هاتون فرق میزاره تکپارتی تهیونگ:ا.ت عقلت سرجات...

Love you پارت پونزدهم پاشدم رفتم کارای لازمو کردم لباس پوشی...

زندگینامه نووا

✦ اولین گناه ✦فصل چهارم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت اول---پای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط