{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شش نفربودیم، دوساعتی بود که توی آسانسور گیرکرده بودیم، هو

شش نفربودیم، دوساعتی بود که توی آسانسور گیرکرده بودیم، هوا داشت تموم میشد، داشتیم نفسهای آخرو میکشیدم که یهو
یکی دست کرد تو کیفشو یه چیپس در آورد و درشو باز کرد...
با هوای توی چیپس بود تونستیم دو ساعت دیگه دووم بیاریم تا امداد رسید!

کلید اسرار- چیپس😁😂
#طنز
دیدگاه ها (۴)

#نوستالژی هامون 😉😍😧

#دانستنی ها #بخون #علمی #سلامت

‏وقتی یکی میگه کم پیدائی دلم میخواد بگم: "هستم اتفاقا ، فقط ...

بچه که بودم ازم میپرسیدن بزرگ شدی میخوای چی کاره بشی؟! میگفت...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣29🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)_ بیا کفشات رو نگه داش...

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

I can be myself with himPart⁸⁸و بعد،تازه من و تهیونگ فهمیده ...

I can be myself with himPart¹⁰⁸ساعت،۸ شب رو نشون میدادطرح کا...

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت۴۸ویو راوی که یهو می...

لب از لب باز نکرد. دلش نمی‌خواست الان چیزی بگه. نه حالا که ی...

I can be myself with himPart¹⁰⁴اما یه صدای انفجار،از داخل حی...

My lovely neighbor part : 62

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط