دست گذاشتم رو یکی که یک قشون خاطرخواشن
دست گذاشتم رو یکی که یک قشون خاطرخواشن
همشون هنر دارن ٬ یـــا شـــاعرن یا نــــــقاشــــن
یا که پشــت پنجـــرش با گـــریه گیـــتار مـی زنـــن
یا که مجنون می شن و تو کوچه ها جار می زنن
دست گذاشتم رو کسی کـه عـاشقم نمی دونست
سـر بـودم از خـیـلــــیـا و لایـــقـم نـمی دونســــت
دست گذاشتم رو کسی که مجنونا دیوونشن
همه ی شاهزاده ها دربون دور خونشــن
دست گذاشتم رو کسی که رنگ چشماش روشنه
شمشاد همسایمون پیش قدش یه سوزنه
دست گذاشتم رو کسی که طعم چشماش عسله
کمترین شعری که تو می شنوی از اون غزله
دست گذاشتم رو کسی که ماه ازش طلب داره
خورشید از شعله ی چشمای اونه که تب داره
دست گذاشتم رو یکی که همه دور و برشن
مردشـــن ٬ دیوونشـــن ٬ مجنــــونشن ٬ پرپرشن
دست گذاشتم رو یکی که عاشقاش زیادین
همه جورشو داره ٬ هم عجیبن ٬ هم عادین
دست گذاشتم رو یکی که نه سفیده ٬ نه سیاه
ظاهرش گندمیه ٬ به چشمم اما کیمیا
دست گذاشتم رو یکی که داشتنش خوابه هنوز
کمترین شاگرد چشماش خود مهتابه هنوز
دست گذاشتم رو یکی که عادتش نساختنه
سرنوشت هر کسی که میخواد اونو ٬ باختنـه
دست گذاشتم رو یکی که اون منو دوست نداره
مـن تـو پاییـزم و اون اهـل یـه جـــا ٬ تـو بــهــاره
دست گذاشتم رو یکی که شعرمو گوش میکنه
آخرین بیـــت و می خـونـه و فرامـوش میـــکنـه
دست گذاشتم رو یکی که کهکشون ٬ قایقشه
انقدر دوستش دارن ٬ هر کی خوبه ٬ عاشقشه
دست گذاشتم رو یکی که خندشم نفس داره
تو تــموم نقشه های خوب دنــــیا دســت داره
دست گذاشتم رو یکی که دست گذاشته رو همه
ولی هرکسی رو که تو نشون بدی ٬ میگه کمه
دست گذاشتم رو یکی ٬ ما رو چه به فرشته ها
برو شاعر ٬ تو بمونو ٬ عشقو ٬ دست نوشته ها
دست گذاشتی رو کسی که از تو خندش می گیره
اینــا رو دلــم میــگه ٬ میــگــه و بـعـــدش میـمـیــره
دست گذاشتن رو کسی آسونه اما ساده نیست
توی اینجور بازیـــا خـوب همیشــه اراده نیســــت
مینویسم که دیگه رو هیچکی دست نمی ذارم
ولی نـــه دروغــــه مــن هنـــوز دوستـــش دارم
دست گذاشتم حالا رو فلبمو ٬ چشمامو ٬ سرم
تا مث تـــو قــــصه ها ٬ از یـــادم اونو ببـــــرم
ولی دست ٬ عاقلتره مونده روی همین یکی
چرا من بزارمش رو سر و چشمام الکی
همشون هنر دارن ٬ یـــا شـــاعرن یا نــــــقاشــــن
یا که پشــت پنجـــرش با گـــریه گیـــتار مـی زنـــن
یا که مجنون می شن و تو کوچه ها جار می زنن
دست گذاشتم رو کسی کـه عـاشقم نمی دونست
سـر بـودم از خـیـلــــیـا و لایـــقـم نـمی دونســــت
دست گذاشتم رو کسی که مجنونا دیوونشن
همه ی شاهزاده ها دربون دور خونشــن
دست گذاشتم رو کسی که رنگ چشماش روشنه
شمشاد همسایمون پیش قدش یه سوزنه
دست گذاشتم رو کسی که طعم چشماش عسله
کمترین شعری که تو می شنوی از اون غزله
دست گذاشتم رو کسی که ماه ازش طلب داره
خورشید از شعله ی چشمای اونه که تب داره
دست گذاشتم رو یکی که همه دور و برشن
مردشـــن ٬ دیوونشـــن ٬ مجنــــونشن ٬ پرپرشن
دست گذاشتم رو یکی که عاشقاش زیادین
همه جورشو داره ٬ هم عجیبن ٬ هم عادین
دست گذاشتم رو یکی که نه سفیده ٬ نه سیاه
ظاهرش گندمیه ٬ به چشمم اما کیمیا
دست گذاشتم رو یکی که داشتنش خوابه هنوز
کمترین شاگرد چشماش خود مهتابه هنوز
دست گذاشتم رو یکی که عادتش نساختنه
سرنوشت هر کسی که میخواد اونو ٬ باختنـه
دست گذاشتم رو یکی که اون منو دوست نداره
مـن تـو پاییـزم و اون اهـل یـه جـــا ٬ تـو بــهــاره
دست گذاشتم رو یکی که شعرمو گوش میکنه
آخرین بیـــت و می خـونـه و فرامـوش میـــکنـه
دست گذاشتم رو یکی که کهکشون ٬ قایقشه
انقدر دوستش دارن ٬ هر کی خوبه ٬ عاشقشه
دست گذاشتم رو یکی که خندشم نفس داره
تو تــموم نقشه های خوب دنــــیا دســت داره
دست گذاشتم رو یکی که دست گذاشته رو همه
ولی هرکسی رو که تو نشون بدی ٬ میگه کمه
دست گذاشتم رو یکی ٬ ما رو چه به فرشته ها
برو شاعر ٬ تو بمونو ٬ عشقو ٬ دست نوشته ها
دست گذاشتی رو کسی که از تو خندش می گیره
اینــا رو دلــم میــگه ٬ میــگــه و بـعـــدش میـمـیــره
دست گذاشتن رو کسی آسونه اما ساده نیست
توی اینجور بازیـــا خـوب همیشــه اراده نیســــت
مینویسم که دیگه رو هیچکی دست نمی ذارم
ولی نـــه دروغــــه مــن هنـــوز دوستـــش دارم
دست گذاشتم حالا رو فلبمو ٬ چشمامو ٬ سرم
تا مث تـــو قــــصه ها ٬ از یـــادم اونو ببـــــرم
ولی دست ٬ عاقلتره مونده روی همین یکی
چرا من بزارمش رو سر و چشمام الکی
- ۲.۲k
- ۰۱ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط