{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#part_19

#part_19
#طاها
رو چمنا نشسته بودم
رها هم کنارم نشسته بود
طاها-رها؟
رها-ها؟
طاها-تو تاحالا عاشق شدی؟
رها-نه
طاها-یعنی تاحاال هیچ حسی به هیچ پسری نداشتی؟
رها_نه
طاها-دختر چطور؟
رها-کال تو فاز عشق و عاشقی نیستم .
طاها-شایدم چون انقدر گند اخلاقی کسی نیومده سمتت برای همین تو هم سراغ عشق و عاشقی نرفتی
رها-کییی من؟؟
طاها-نه پس عمم
رها-همه پشت سر من صف میکشیدن تا فقط یه نگاه بندازم بهشون
زدم زیر خنده
طاها- اره حتما
پهن شدم رو چمنا
رها-مرض ببند نیشتو حداقل به من نگاه کردن تو چی که کلا سینگل به گوری
طاها-دخترا تا منو میبینن غش و ضعف میرن من خودم علاقه ای به رل زدن ندارم
رها زد زیر خنده و مثل من پهن شد رو چمنا
رها-اره حتما همینه که تو میگی اصلا خبر اومده ۲۰ تا دختر واس این که پیشنهادشونو رد کردی خودکشی کردن
#شکلات_تلخ
دیدگاه ها (۰)

#part_20 #رها همونطور رو چمنا دراز کشیده بودم به ابرا خیره ش...

#part_21 خب اینجا پارتی مشاهده نمیکنید چون این پست و گذاشت...

#part_18 #طاها دو هفته از اون روزی که منو رها قرار شد باهم ...

#part_17 #رها بدون اینکه منتظر شم جواب بده قطع کردم پاشدم رف...

رمان عشق در نگاه اول

ترس شیرین pt 15 هانا بیخیال بحث کردن با مرد نفهم روبه روش شد...

سایه ای میان ما

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط