Part
Part:27
مامان و بابا وارد شدن . من فیلم می گرفتم . و جین و جی هوپ و تهیونگ گل می پاشیدن . همه عروس و د تشویق می کردن .
بعد از مراسم عقد . همه شروع به رقصیدن کردن . اول اجرا بی تی اس با آهنگ: boy with love
همه تشویق می کردن . پسرا به هات ترین حالت ممکن رقصیدن . کوک ... حتی موقع رقصیدن اون قیافه غمگینش رو داره .
نشستن . و همه تشویقشون کردن . کوک نگاهش روی من افتاد و بعد یک نیشخندی زد .
""عهه برو به خودت بخند ""
یک هو داداش سونجه اومد جلوی من وایستاد و دستش رو دراز کرد .
:مایل به رقصیدن با من هستی ؟
نگاهی به کوک انداختم که با چشم هایی غرق در آتیش نگاهم می کرد .
جرئه ای از شراب خوردم و گفتم
+حتما
.
.
در هنگام رقصیدن حواسم کامل روی کوک بود که کلا به من نگاه می کرد . با لمس های سونجه که طرف باسنم می رفت به خودم اومدم .
+سونجه پام درد گرفت .
ازش فلصله گرفتم و گفتم
+میرم به پسرا سر بزنم .
به طرف کوک رفتم و کنارش نشستم
×خوب رقصیدین
+کوک .... لطفا ... عصابم رو خرد نکن
×من اعصابت رو خرد می کنم هع
بلند. شدم و رفتم طرف سونجه و پیش اون نشستم [نویسنده : نمی دونم این چرا انقدر مودیه ببخشید]
: فکر نمی کردم بین دو نفر گیر کنی
+خفه شو [ببخشید اگه فحش میزارم ]
شرابم رو برداشتم و بلند شدم .
دست رو کشید و لبام رو لباش فرود اومد .
مشت هامو به سینش می زدم که جداشه ولی
با حرکت جونگ کوک شکه شدم .
مامان و بابا وارد شدن . من فیلم می گرفتم . و جین و جی هوپ و تهیونگ گل می پاشیدن . همه عروس و د تشویق می کردن .
بعد از مراسم عقد . همه شروع به رقصیدن کردن . اول اجرا بی تی اس با آهنگ: boy with love
همه تشویق می کردن . پسرا به هات ترین حالت ممکن رقصیدن . کوک ... حتی موقع رقصیدن اون قیافه غمگینش رو داره .
نشستن . و همه تشویقشون کردن . کوک نگاهش روی من افتاد و بعد یک نیشخندی زد .
""عهه برو به خودت بخند ""
یک هو داداش سونجه اومد جلوی من وایستاد و دستش رو دراز کرد .
:مایل به رقصیدن با من هستی ؟
نگاهی به کوک انداختم که با چشم هایی غرق در آتیش نگاهم می کرد .
جرئه ای از شراب خوردم و گفتم
+حتما
.
.
در هنگام رقصیدن حواسم کامل روی کوک بود که کلا به من نگاه می کرد . با لمس های سونجه که طرف باسنم می رفت به خودم اومدم .
+سونجه پام درد گرفت .
ازش فلصله گرفتم و گفتم
+میرم به پسرا سر بزنم .
به طرف کوک رفتم و کنارش نشستم
×خوب رقصیدین
+کوک .... لطفا ... عصابم رو خرد نکن
×من اعصابت رو خرد می کنم هع
بلند. شدم و رفتم طرف سونجه و پیش اون نشستم [نویسنده : نمی دونم این چرا انقدر مودیه ببخشید]
: فکر نمی کردم بین دو نفر گیر کنی
+خفه شو [ببخشید اگه فحش میزارم ]
شرابم رو برداشتم و بلند شدم .
دست رو کشید و لبام رو لباش فرود اومد .
مشت هامو به سینش می زدم که جداشه ولی
با حرکت جونگ کوک شکه شدم .
- ۹.۵k
- ۰۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط