{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part : 28

Part : 28
+هییییییی کوک آروم باش
کوک همش به سومجه مشت میزد سونجه یقش رو گرفت و مخ زد تو سر کوک کوک پخش زمین شد و دوباره بلند شد و مشت زد توی دماغش تقریبا کل صورت سونجه و کوک خونی بود روی زانوهام افتادم و خرده شیشه های لیوان رفت توی زانم. درد برای من معنی نداشت . فقط نگاهم به صورت های زخمی بود .
جیمین و تهیونگ اومد پیش من و منو بلند کردن تقریبا یک حالت بیهوش بودم . فقط صدا هارو می شنیدم .
×تو به چه حقی به خواهرم یا باید بگم نامزدم دست می زنی ها یارو ؟
: هع چی می گی ؟
×خیلی هم واضح دارم میگم ا.ت زن ایندمه ... اینو همه باید بدونن.
:شاید باورت نشه ولی من اولین بوسشو ازش گرفتم .
×چی داری بلغور می کنی .؟
: همین که شنیدی ا.ت مال منه .
×شاید تو اولین بوسشو گرفتی ولی تا آخر عمرش بوسش برای منه .
کوک برگشت سمتم که منم رو بدن عضله ایش بیهوش شدم .

[ویوی کوک]

پسره رفت رو مخم یعنی چی مگه تو گذشته اتفاقی افتاده .
یک مشت دیگه توی دماغش خالی کردم .
رفتم طرف ا.ت وایی دخترم ... چرا اینجوری شدی ؟
×ا.ت ...... ا. ت....... صدامومیشنوی ؟
+کوک ...... خونه ....
×باشه باشه الان میریم
برآید بغلش کردم و به پسرا اشاره کردم که کار این پسر رو تموم کنن . یونگی یک چشمک زد و گفت تو برو من حلش می کنم .
تقریبا توی بغلم بیهوش شد . آخ دختر قشنگم .
از سالن خارج شدم و نزدیک در ورودی بودم که با نگهبان ها گفتم ماشین رو بیارید و دم در پر بود از خبر نگار و آرمی واییییییییییی از دست اینا .
ماشین اومد و رفتم ا.ت رو گذاشتم داخل ماشین و خودم سوار شدم و نشستم پا مو گذاشتم روی گاز .
+کوک ....... داریم ایی..... داریم کجا میریم ؟
×میبرمت بیمارستان تا زخمت رو دوا کنن .
+پ...س پس توچی ؟ ... صورتت آخ؟ 
دستش رو گذاشت رو صورتم و نوازش کرد .
+ه....همه جات خونیه .
صداش از ته گلوش بزور در می اومد .
دستش رو گرفتم و بوسیدم .
×خودتو خسته نکن آلان می رسیم .
+ایی کوک درد داره هق .
×چرا گریه می کنی ؟
+شکمم .
ببینم نکنه نکنه اون چیزی که بهش فکر می کنم باشه ؟
رسیدم بیمارستان ا.ت رو در آوردم و برآید بغلش کردم و بردم توی اورژانس .
×دکتر دکتر ... دکتر کجاست ؟
د : بله بفرمایید چی شده ؟
×سرگیجه داره شکمم در هم همین طور و زانوهاش هم زخمی شده و خون زیادی رفته .
:زود بزارین رو تخت .
:گروه خونی چیه؟
×O+
پرستار : او مثبت نداریم واحدش تموم شده .
کمی فکر کردم منم او مثبت بودم
×آقا ی دکتر مت او مثبت ام می تونید از من خون بگیرید ؟
: چند ساله تونه
× ۲۹
: همراه پرستار برید و یک واحد خون نیاز داریم .
×بله.
.ازم خون گرفتن و منتقل کردن به ا.ت .
ا.ت رو بردن اتاق عمل بخاطر پاش منم دم درش با صورتی پانسمان شده دستم رو توی سرم فرو کرده بودم .
به یونگی زنگ زدم .
×هیونگ .....
دیدگاه ها (۰)

Part : 29×هیونگ ....(بغض)یونگی : جونگ کوک چیشده ؟ ..... چیزی...

Part : 30 فهمیدم که .... یک بار سنگین از روی قلبم برداشتن .....

Part:27مامان و بابا وارد شدن . من فیلم می گرفتم . و جین و جی...

Part:۲۶با خاله هام خوشو بش می کردم . احوال پرسی خاله بزرگم خ...

~~~{عشق ممنوعه}~~~~~~*part ¹²*. ...

Love in the dark①②٪: بسه چرا سروصدا میکنیمحکم زد تو صورتم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط