{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و.... p10

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و.... p10

اما همه کسایی که اونجا بودن

( از جمله هیونجین و دوستاش

خواهرش و بقیه کس های دیگه )

همه مست کرده بودن تو حال
( از اونجایی که مهمونی خودمونی

بود و همه با هم یه ربطی داشتن)

خودم بودم و داشتم داشتم با

گوشی کار میکردم که یهو چند نفر خودم

پیشم و دستشان گذاشتن رو شونم کت

هیونجین افتاد رو زمین اونا مست بودن و

من هوشیار یه مرد به نام مکس ( شخصیت

منفی رمان ) اومد پیشم و بقیه رو از من دور

کرد اونم مست بود
+ هی خانم خوشگله چطوره امشب مال من

باشی ها؟
ات .چ.... چی داری با خودت میگی مرتیکه

ازم دور شو

ازم دور ش.. *

+ هیس تو انتخاب دیگه ای غیر از من نداری

یه نگاه با دور و برم انداختم هیونجین هم

مست بود اما یه لحظه نگاهش به سمت ما

افتاد ترسیدم و اونو ( همون مرده) از خودم دور کردم

آونم هی نزدیک تر میومد چشام رو به

سمت جایی که هیونجین بود چرخوندم و

دیدم که هیونجین

نیست و دیدم مکس روی زمین افتاده

( هیونجین با مشت زد تو صورت مکس)

اومد منو براید استر یو بغل میکنه و...

ویو هیونجین



خماریییییی😃😃 شرط
۲ تا لایک ۲ تا کامنت ۱ بازنشر
اینا رو برسونین
پارت ۱۱ اسمات داره هاااا
دیدگاه ها (۳)

سناریو:مرگ پنهان/پارت⁸**ایزوکو**فرداش خبر اومد باید برم مامو...

بی رحمی؟🥺( o´ェ`o)پارت¹⁶(´・ェ・`)اجباری؟درباز شد جین اومد یونا ...

ارامش محال part 2

وقتی حسودی می‌کرد …

(باکوگو دوستت دارم) پارت۵ ادامهکلاس تموم شد. من به سمت خوابگ...

پارت ۲۰

فیک شوگا پارت هشتم مافیای بیرحم دختر لجباز

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط