{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه سنگ انداختم توی دریا ...!

یه سنگ انداختم توی دریا ...!

جالب بود ،
دریا اصلا به روی خودش نیاورد
که سنگی به سمتش پرتاب شده ... !!

یاد خودم افتادم که چه زود
با یه حرف یا رفتار کوچیک
متلاطم می شم ...!


از اون روز یادم موند که آدم
وقتی بزرگ بشه
و دل دریایی پیدا کنه ،
به جای اینکه خودش در مشکلات غرق بشه ،

مشکلات رو در دریای دلش غرق می کنه .

°°°
دیدگاه ها (۱)

برای تو...برای آن عاشق بی دل می نویسم...برای آن عاشق بی دل م...

آدمهایی هستند که شاید کم بگویند دوستت دارم..یا شاید اصلا به ...

💛گروه SP (هنرمندها/عمل‌گراها)💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛ه* **ISTP:** اهلِ ...

یه تک‌پارتییی جدید از نامجونننن شیییی؟؟:))) به قلم لینا:)من ...

رمان یک نیمکت فاصله

dark life = 40

پارت ۱:بازی سایه ها

#رمان#تهیونگ#جادویی🖤 رمان: «گردنبند آرزوها»✨ یه خلاصه کوچولو...

معرفی شخصیت های رمان 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚کیم تهیونگ | ۲۳ سالهوارث خاندان کی...

عاشقانه های شبنم

Start Again(31)صبح روز بعد...یونا از دیشب تقریباً یه لحظه هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط