بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت اول :
دیدگاهِ یک انسان، موضوعی ساده و محدود نمیباشد که آن را یک قالب به درست و غلط تقسیم نمود و سپس بیان داشت که کدام درست و کدام غلط است و چرا؟!
آنگاه که انسان، راجع به خداوند سبحان، معرفت و ایمان به او و یا کفر و شرک نسبت به او، دیدگاه دارد، یعنی میتواند راجع به هر چه که در عالَم هستی خلق شده وهر امر کلی یا جزئی، دیدگاه داشته باشد و البته که نه تنها دیدگاه هر یک نفر، به خودش ارتباط دارد و میتواند با دیدگاه دیگران متفاوت باشد، بلکه خود همان شخص نیز ممکن است دیدگاههایش نسبت به هر چیزی یا هر کاری، در هر لحظه متغیر و حتی معکوس شود.
اما درعین حال، باید ملاک و میزانی جهت سنجش و تشخیص وجودداشته باشد تا آدمی درجهل -بی خردی،نادانی و گمراهی نماید.
عقل : اولین ملاک ومیزان تشخیص، همان عقل می باشد که ابزار شناخت آدمیست.
عقل مانند علم، اکتسابی نیست که گفته شود: شاید کسی نتواند کسب کند، بلکه فطری و خداداد میباشد. از اینرو، همانگونه که امام کاظم علیه السلام فرمودند:حجّت باطنی خداوند متعال بر بندگانش میباشد. یعنی اگر کسی در خطایی بگوید: من نشناختم، من نمیداستم و به او گفته میشود: مگر عقل نداشتی؟!
يَا هِشَامُ إِنَّ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حُجَّتَيْنِ حُجَّةً ظَاهِرَةً وَ حُجَّةً بَاطِنَةً فَأَمَّاالظَّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَ الْأَنْبِيَاءُ وَ الْأَئِمَّةُ ع وَ أَمَّا الْبَاطِنَةُ فَالْعُقُول - ای هشام، همانا برای خداوند بر مردم دو حجّت است، حجّت آشكار و حجّت پنهان،امّا حجّت آشكار عبارت است از : رسولان و پیامبران و امامان؛ و حجّت پنهانی عبارت است ازعقول مردمان .(اصول کافی، ج1، ص 16)
به عنوان مثال:اگر یک بتپرست قدیمی از اهل مصر،یا معاصر از اهل چین، ژاپن، هندوستان و ...، بگوید: من در یک خانواده بتپرست به دنیا آمدم و در جامعۀ بتپرست تربیت شدم، لذا علمی به توحید و رسالت و نداشتم؛ به او میگویند: آیا عقل هم نداشتی که بفهمی آن بت بیجانی که با دست خودت می سازی، آفریدگار تو،دیگران و زمین و آسمانها نیست؟!
اگر یهودی بگوید: جز تورات کتابی به من نرسید، یا مسیحی بگوید:من فقط همین انجیل تحریفی را داشتم،به او میگویند: عقل هم نداشتی که بفهمی، خدا جسم ندارد، به زمین نمیآید، با پیامبرش کُشتی نمیگیرد، از کسی متولد نمیشود، کسی از او متولد نمیگردد و ...؟!(ادامه دارد...)
پاسخ قسمت اول :
دیدگاهِ یک انسان، موضوعی ساده و محدود نمیباشد که آن را یک قالب به درست و غلط تقسیم نمود و سپس بیان داشت که کدام درست و کدام غلط است و چرا؟!
آنگاه که انسان، راجع به خداوند سبحان، معرفت و ایمان به او و یا کفر و شرک نسبت به او، دیدگاه دارد، یعنی میتواند راجع به هر چه که در عالَم هستی خلق شده وهر امر کلی یا جزئی، دیدگاه داشته باشد و البته که نه تنها دیدگاه هر یک نفر، به خودش ارتباط دارد و میتواند با دیدگاه دیگران متفاوت باشد، بلکه خود همان شخص نیز ممکن است دیدگاههایش نسبت به هر چیزی یا هر کاری، در هر لحظه متغیر و حتی معکوس شود.
اما درعین حال، باید ملاک و میزانی جهت سنجش و تشخیص وجودداشته باشد تا آدمی درجهل -بی خردی،نادانی و گمراهی نماید.
عقل : اولین ملاک ومیزان تشخیص، همان عقل می باشد که ابزار شناخت آدمیست.
عقل مانند علم، اکتسابی نیست که گفته شود: شاید کسی نتواند کسب کند، بلکه فطری و خداداد میباشد. از اینرو، همانگونه که امام کاظم علیه السلام فرمودند:حجّت باطنی خداوند متعال بر بندگانش میباشد. یعنی اگر کسی در خطایی بگوید: من نشناختم، من نمیداستم و به او گفته میشود: مگر عقل نداشتی؟!
يَا هِشَامُ إِنَّ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حُجَّتَيْنِ حُجَّةً ظَاهِرَةً وَ حُجَّةً بَاطِنَةً فَأَمَّاالظَّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَ الْأَنْبِيَاءُ وَ الْأَئِمَّةُ ع وَ أَمَّا الْبَاطِنَةُ فَالْعُقُول - ای هشام، همانا برای خداوند بر مردم دو حجّت است، حجّت آشكار و حجّت پنهان،امّا حجّت آشكار عبارت است از : رسولان و پیامبران و امامان؛ و حجّت پنهانی عبارت است ازعقول مردمان .(اصول کافی، ج1، ص 16)
به عنوان مثال:اگر یک بتپرست قدیمی از اهل مصر،یا معاصر از اهل چین، ژاپن، هندوستان و ...، بگوید: من در یک خانواده بتپرست به دنیا آمدم و در جامعۀ بتپرست تربیت شدم، لذا علمی به توحید و رسالت و نداشتم؛ به او میگویند: آیا عقل هم نداشتی که بفهمی آن بت بیجانی که با دست خودت می سازی، آفریدگار تو،دیگران و زمین و آسمانها نیست؟!
اگر یهودی بگوید: جز تورات کتابی به من نرسید، یا مسیحی بگوید:من فقط همین انجیل تحریفی را داشتم،به او میگویند: عقل هم نداشتی که بفهمی، خدا جسم ندارد، به زمین نمیآید، با پیامبرش کُشتی نمیگیرد، از کسی متولد نمیشود، کسی از او متولد نمیگردد و ...؟!(ادامه دارد...)
- ۶۵
- ۱۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط