د

د
همو نمیشناختیم تا اینکه همو دیدیم و ب هم پیام می‌دادیم. تا اینکه با هم خوب شدیم همو  میدیم 🖤
ب هم خیلی وابسته شده بودیم اما قبلش ب یکی دیگ وابسته شده بود ولی وانمود می‌کرد ک منو دوست داره اما نداشت:(
من خیلی بهش وابسته بودم تا اینکه با عشقش دیدمش خودمو باختم .اشک توی چشمام جمع شد و یهو ریخت 😭😔
رفتم خونه دیدم برام پیام گذاشتع
گفته بود دیگ سمت من نیا من یکی دیگ رو دوست دارم من باور نداشتم تا اینکه ....
یک روز.. خودش بهم گفت ک دیگ سمت من نیا من میخوام با عشقم خوش باشم دیگ تو رو دوست ندارم ....🖤
دو سال ب پاش موندم ‌.با اینکه بهام خب نبود ب پاش موندم با اینکه با م بود با اونم بود ..‌‌
یه روز بهش گفتم من یا اون ....اون رو انتخاب کرد منم ب انتخابش احترام گذاشتم .‌‌... چند ماه تنها بودم بدون اون زندگیم رو گذروندم 😔🖤
از اون روزی ک بهم گفت همه زندگیم اونه منم ب خودم گفتم دوست نداره چرا این قدر بهش اهمیت میدی بهش وقتی براش مهم نیستی داره ب زبون خودش میگ برو....🚶‍♂
اما بازم هنوز من با همه ی بدی هاش دوستش دارم .و اینکه همیشه خوشیش میخوام در کنار عشقش ایشالا همیشه پایدار باشی کنار عشقت زندگیم ....😅❤️
اما اینو بدون همیشه در قلب من میتپی و جات همیشه امنه🙂💔
دیدگاه ها (۰)

یروز دختر از پسره همسایه که همکلاسی داداشش بوده خوشش میاد دو...

هعی:(

منم بلد نبودم:(

دختر چشماش‌پراشک‌بودبا‌بغض‌گفت:-میشه‌نری؟من‌بدون‌تو‌نمیتونم‌...

شبی ک ولم کردی...اون شب بارون میبارید...یوری با قیافه ای شوک...

جهنم من با او🍷 فصل ۲# پارت ۴۸ا.ت : کوک ؟کوک : جان کوکا.ت : ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط