{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آرومتمیکنم

#آرومـت_میکنم . .🔥
#پارت_8

روبه در شکلکی درآوردم که حیف ندید

البته میدید تیکه تیکه ام میکرد

مرتیکه پاچه گیره بد اخلاقه مغرور از خود راضی

به تهدیدش اهمیتی ندادم
که البته مطمئن بودم این کارمو تلافی میکنه!

لگد آرومی توی در کوبید

و کمی بعد صدای بسته شدن در اتاق خودش اومد

با خنده ذوق زده ای از موفق شدنم پتو رو روی سرم کشیدم

و چشمامو بستم که به سرعت خوابم برد

....
صدای زنگ ساعتم روی مخم بود

دلم میخواست جیغ بکشم
تند روش کوبیدم که خفه شه و بازم چشمامو بستم

اصلا یادم نبود امروز مدرسه دارم

با صدای بلند مامان که به در میکوبید از جا پریدم

- لیاااا!!
لیا بیدار شو مدرسه ات دیر شد دختر

حرصی از جام بلند شدم
- باااشه مامان بیدارم!!

لعنت به وقتی که تصادف کردم و باعث شد یه سال عقب بمونم

و الان به جای دانشگاه، مدرسه باشم

با حالت گریه به طرف سرویس رفتم و صورتمو شستم

و بعد لباسای فرم بی ریخت دبیرستان و پوشیدم و بیرون رفتم.

نویسنده: خودم
اصکی ممنوع
دیدگاه ها (۰)

خوشگلام امروز براتون سه پارت گذاشتم چون خیلی از دوست ها گفت...

#آرومـت_میکنم . .🔥#پارت_7 رفتم زیر پتوم که بابا اومد فکر کنه...

#آرومـت_میکنم . .🔥#پارت_6 بازوشو گرفتم و به طرف در کشوندم - ...

╭────────╮ ‌ ‌ 𝐰𝐞𝐚𝐤 𝐩𝐨𝐢𝐧𝐭 ╰────────╯نقطــه‌ضـعـف¹قطر...

سناریو بخاطر تو/پارت ۶دویدم سمت در.به در که رسیدم بازش کردم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط